الفيض الكاشاني
84
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خدايى ، ابليس به او گفت : پنج چيز است كه مردم به سبب آن هلاك شدهاند سه چيز را برايت مىگويم ولى دو تا را نمىگويم . خدا به نوح ( ع ) وحى كرد كه به آن سه نيازى ندارى به او دستور بده آن دو را برايت بگويد . نوح به شيطان گفت : آن دو چيست ؟ « گفت : دو چيزى است كه در مورد آن دو مرا دروغگو نخوانى و با من مخالفت نكنى . مردم را حرص و حسد هلاك ساخته است من به وسيلهء حسد لعنت شدم و شيطانى رانده شدم . امّا حرص ، تمام ( نعمتهاى ) بهشت بر آدم مباح شد و من به وسيلهء حرص وى به حاجتم رسيدم ( و او را گمراه كردم ) » . « 138 » يكى از درهاى مهّم ورود شيطان ، خشم و شهوت است : خشم عقل را تضعيف مىكند و هرگاه لشكر عقل ضعيف شد ، لشكر شيطان حمله مىكند ، و هر زمان كه انسان خشمگين شود شيطان با او بازى مىكند چنان كه كودك با توپ بازى مىكند . روايت شده كه ابليس موسى ( ع ) را ملاقات كرد و گفت : « اى موسى تو كسى هستى كه خدا تو را به رسالت خويش برگزيده و با تو سخن گفته است ، و من آفريده خدايم ، گناه كردهام و مىخواهم توبه كنم . در پيشگاه پروردگار از من شفاعت كن كه توبهام را بپذيرد . موسى گفت : آرى چنين خواهم كرد موسى خداى را خواند . خداوند فرمود : موسى حاجتت را برآوردم به شيطان دستور بده به قبر آدم سجده كند . موسى ( ع ) ابليس را ديد و به او گفت : مأمور شدى به قبر آدم سجده كنى تا خدا توبهات را بپذيرد . پس تكبّر كرد و به خشم آمد ، و گفت : در حال زنده بودن به آدم سجده نكردم ، حال كه مرده است سجده كنم ؟ آنگاه به موسى گفت : اى موسى در برابر اين شفاعتى كه از من در پيشگاه پروردگار كردى حقّى بر من دارى . در سه مورد از من غافل مشو تا هلاك نشوى : 1 - در هنگام خشم زيرا روح من در دل تو و چشمم در چشم توست و همچون خون در بدنت جريان دارم 2 - هنگامى كه با لشكر ( دشمن ) برخورد مىكنى از من غفلت نكن زيرا من در آن وقت نزد آدميزاده مىآيم و او را به ياد
--> ( 138 ) اين حديث را ابن ابى الدّنيا در مكائد الشيطان و ابن عساكر از ابن عمر روايت كرده چنان كه در الدر المنثور ، ج 3 ، ص 323 آمده است .