الفيض الكاشاني
512
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
به يكى از عابدان گفته شد : به ثروت رسيدهاى ، گفت : كسى به ثروت رسيده كه از بردگى دنيا آزاد شده باشد . ابو حازم گويد : خرج دنيا و آخرت سنگين است ، امّا خرج آخرت براى اين كه در آن ياورى ندارى ، و امّا خرج دنيا براى اين كه به هر چيزى دست بزنى مىيابى كه پيش از تو گنهكارى به آن رسيده است . به حكيمى گفته شد : دنيا از آن كيست ؟ گفت : از آن كسى كه آن را رها كند به او گفته شد : آخرت از آن كيست ؟ گفت : از آن كسى كه آن را بطلبد . حكيمى گفت : دنيا خانهاى است ويران و از آن ويرانتر دل كسى است كه آن را آباد مىكند ، و بهشت خانهاى است آباد و آبادتر از آن دل كسى است كه در جستجوى آن است . ابراهيم بن ادهم به مردى گفت : آيا يك درهم در خواب نزدت محبوبتر است يا دينارى در بيدارى ؟ گفت : دينارى در بيدارى ، گفت : دروغ مىگويى زيرا آنچه را در دنيا دوست دارى گويى آن را در خواب دوست دارى و آنچه را در آخرت دوست دارى گويى آن را در بيدارى دوست دارى . يحيى بن معاذ گويد : خردمندان سه گروهند : كسى كه دنيا را رها سازد پيش از آن كه دنيا او را رها سازد ، و قبرش را بسازد پيش از آن كه در آن وارد شود ، و كسى كه خالق خود را خشنود سازد پيش از آن كه او را ديدار كند . و نيز گفته است : از بدى دنيا كه به تو مىرسد اين است كه آرزويى در دلت مىافكند كه تو را از بندگى خدا باز مىدارد پس چگونه است حال كسى كه به دنيا گرفتار آمده است ؟ و گفتهاند : هر كس به دنيا روى بياورد ، آتش آن حرص است كه او را بسوزاند تا خاكستر شود و هر كس به آخرت روى بياورد به آتش آن خالص شود ، پس قطعهاى طلاى سودمند شود ؛ و هر كس به خداى متعال روى بياورد آتش توحيد او را بسوزاند پس گوهرى شود كه قيمت آن را نمىتوان تعيين كرد .