الفيض الكاشاني

501

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ضرر بزنيد كه به ضرر زدن سزاوارتر است . » « 34 » از حضرت صادق ( ع ) روايت است كه گفت : « رسول خدا ( ص ) فرمود : مرا با دنيا چه كار داستان من و دنيا داستان سواره‌اى است كه در روز گرمى در زير درختى كمى بيارمد . آنگاه برود و آن را ترك كند . » « 35 » از حضرت صادق ( ع ) روايت است كه فرمود : « هيچ چيزى از دنيا جز گرسنگى و خوف رسول خدا ( ص ) را مسرور نمىساخت . » « 36 » از امام صادق ( ع ) روايت است كه فرمود : « امير المؤمنين ( ع ) به يكى از يارانش به قصد موعظه نوشت تو را و خودم را به تقواى كسى سفارش مىكنم كه معصيت او جايز نيست و اميدى جز به او نيست و بىنيازى فقط از طريق او ميسّر است ، زيرا هر كه تقواى الهى داشت به عزّت و اقتدار رسيد و سير غذا و سير آب شد و خردش از اهل دنيا بالاتر رفت ، پيكرش با اهل دنياست ولى عقل و دلش آخرت را مىبيند آنچه چشمش از محبّت دنيا ديده با نور دلش آنها را خاموش ساخته ، حرام دنيا را پليد دانسته و از آنچه شبهه‌ناك است پرهيز كرده است ؛ به خدا كه به حلال خالص دنيا نيز جز به مقدار ضرورت توجّه نكرده است ، مانند پارهء نانى كه به تنش نيرو بخشد و جامه‌اى كه عورتش را بپوشاند ، آن هم از خشن‌ترين پارچه‌اى كه بيابد ، و در عين حال به اين غذا و لباس ضرورى هم اميد و اطمينانى ندارد ، و تنها اميد و اعتمادش به خداى آفريننده موجودات است . از اين رو سعى و تلاش كند و بدن خود را به زحمت افكند تا دنده‌هايش آشكار شود و چشمانش به گودى فرو رود و خدا در عوض او را قدرت بدنى و نيروى عقلى دهد و آنچه در آخرت برايش اندوخته بيشتر است ؛ بنابراين دنيا را رها كن كه دوستى دنيا انسان را كور و كر و لال و زبون مىسازد پس در آن

--> ( 34 ) همان مأخذ ج 2 ، ص 131 ؛ حديث اشاره به اين دارد كه دنياى نكوهيده آن است كه مضرّ به آخرت باشد و امّا به مقدار نياز در زندگى و ادامهء حيات كه به آخرت ضرر نمىزند نكوهيده نيست . ( 35 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 134 . ( 36 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 129 .