الفيض الكاشاني

477

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دشمن آنها مباش . پس اكنون بينديش كه ابليس چگونه تو را به حسد واداشته و ثواب محبّت صالحان را از تو گرفته و به اين هم قناعت نكرده بلكه تو را دشمن صالحان قرار داده و تو را به كراهت از آنها وادار كرده است تا آنجا كه به گناه افتاده‌اى و چگونه چنين نيست ؟ در حالى كه اميد دارد كه تو به مردى دانشمند حسد بورزى و دوست بدارى كه آن عالم در دين خدا خطا كند و خطايش آشكار شود تا رسوا گردد ، و دوست دارى كه زبانش لال شود و نتواند سخن بگويد يا بيمار شود تا نه بداند و نه بياموزد و كدام گناه از اين بيشتر است ، پس اى كاش هر گاه نتوانى به عالم و صالح بپيوندى و به سبب آن غمگين شوى لااقّل از گناه و عذاب آخرت در امان بمانى در حديث آمده است « بهشتيان سه گروهند : نيكوكار و كسى كه نيكوكار را دوست بدارد و كسى كه از نيكوكار آزار و حسد و دشمنى و كراهت را منع كند » « 196 » پس بينديش كه شيطان چگونه تو را از تمام راههاى سه گانهء ورود به بهشت دور ساخته تا هرگز پيرامون بهشت نگردى و حسد ابليس در تو اثر كرده ولى حسد تو در دشمنت اثر نكرده است بلكه در خودت اثر گذاشته است ، اگر حال تو اى حسود در خواب يا بيدارى بر تو كشف شود خود را به صورت كسى خواهى ديد كه سنگى را به طرف دشمن خود مىاندازد تا به جايى از بدنش برسد كه كشته شود ولى سنگ به او اصابت نمىكند بلكه به حدقه چشم راست خودش بر مىگردد و آن را از حدقه بيرون مىآورد پس بيشتر خشمگين مىشود . دوباره محكمتر از اوّل سنگ مىزند و به چشم چپ خودش بر مىگردد و آن را كور مىكند و بر خشمش افزوده مىشود . براى سوّمين بار سنگ مىزند و به سر خودش اصابت مىكند و آن را مجروح مىسازد در حالى كه دشمنش در هر حال سالم است و سنگش هر بار به خودش بر مىگردد و دشمنانش پيرامون او بر او مىخندند و شادى مىكنند . اين است حال حسود و ريشخند

--> ( 196 ) عراقى گويد : مأخذى براى اين حديث نيافتم .