الفيض الكاشاني

455

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

حسد در مورد نعمتى باشد كه به كافر يا گنهكارى برسد و او از آن نعمت در فتنه‌انگيزى و بر هم زدن ميان مردم و مردم آزارى استفاده كند ؛ در اين صورت ناخوشايندى از آن نعمت و علاقه به نابود شدن آن بر تو زيانى ندارد ، چرا كه تو علاقه به نابودى آن از آن نظر كه نعمت است ندارى ، بلكه از آن نظر كه ابزار فساد است نابوديش را مىخواهى و اگر از فساد آن مطمئن شوى از نعمت صاحب نعمت ( كافر و فاجر ) غمگين نمىشوى ، و دليل حرام بودن حسد رواياتى است كه نقل كرديم ، و اين ناخوشايندى ( از نعمت ديگرى ) خشمگين بودن در برابر قضاى الهى است كه او بعضى از بندگانش را بر بعضى برترى داده ، بىآن‌كه زيانى به تو داشته باشد و به همين نكته قرآن كريم اشاره دارد ، در اين آيه : إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها « 159 » و اين شادمانى سرزنش است و حسد و شماتت و سرزنش لازم ملزوم هم هستند . خداى متعال فرموده : وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ « 160 » بنابراين قرآن خبر داده كه علاقه كفّار به از بين رفتن نعمت ايمان نوعى حسد است ، و فرموده : وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً « 161 » همچنين خداى متعال حسد برادران يوسف را نقل كرده و از آنچه در دل داشتند تعبير ( به حسد ) فرموده و گفته است : إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ . اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ . « 162 » و چون از دوستى پدر يوسف نسبت به او بدشان مىآمد از آن

--> ( 159 ) آل عمران / 120 : اگر نيكى به شما برسد ناراحت مىشوند ، و اگر حادثهء ناگوارى بر شما رخ دهد خوشحالى مىكنند . ( 160 ) بقره / 109 : بسيارى از اهل كتاب از روى حسد كه در وجودشان ريشه دوانده دوست مىداشتند شما را بعد از اسلام و ايمان به حال كفر بازگردانند . ( 161 ) نساء / 89 : آنان دوست دارند كه شما هم مانند آنان كافر شويد و با آنان برابر باشيد . ( 162 ) يوسف / 8 - 9 : هنگامى كه ( برادران ) گفتند يوسف و برادرش ( بنيامين ) نزد پدر از ما محبوبترند در حالى كه ما نيرومندتريم ، مسلّما پدر ما ، در گمراهى آشكار است ! يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دور دستى بيفكنيد تا توجّه پدر فقط با شما باشد