الفيض الكاشاني

448

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نمىخاست تا هنگام نماز صبح فرا مىرسيد پس اين مطلب به آن مرد گفته شد وى گفت : حقيقت همان است كه شما ديديد جز اين كه من در نفس خود نسبت به هيچ يك از مسلمانان در خيرى كه خدا به او داده كينه و حسدى نمىيابم . » « 140 » پيامبر ( ص ) فرمود : « سه چيز است كه هيچ كس از آنها نجات نمىيابد : گمان بد بردن ، فال بد و حسد و راه رهايى از آنها را برايتان مىگويم . هر گاه گمان بد بردى تحقيق مكن ، و هر گاه فال بد زدى بگذر ، و هر گاه حسد بردى ستم مكن . » « 141 » و در روايتى است : « سه چيز است كه هيچ كس را از آن رهايى نيست و كم است كسى كه از آن رها شود . » « 142 » بنابراين در اين روايت امكان رهايى را ثابت كرده است . پيامبر ( ص ) فرمود : « بيمارى امتهاى پيش از خودتان به شما راه يافته است ، حسد ، دشمنى و دشمنى مىتراشد ، مقصودم تراشنده مو نيست بلكه دشمنى دين را مىتراشد ( از ريشه مىكند ) ، سوگند به خدايى كه جان محمد در قبضهء قدرت اوست تا وقتى مؤمن نشويد وارد بهشت نشويد و تا وقتى ، به يكديگر دوستى نورزيد مؤمن نشويد . به هوش باشيد شما را از چيزى خبر مىدهم كه ايمان و دوستى را برايتان ثابت مىكند در ميان خود سلام را آشكار سازيد . » « 143 » پيامبر ( ص ) فرمود : « نزديك است كه فقر به كفر انجامد ، و نزديك است

--> ( 140 ) اين حديث را احمد در حديثى طولانى در مسند انس به سندهايى به شرط بخارى و مسلم روايت كرده است و نسايى و ابو يعلى و بزاز نيز روايت كرده‌اند و مرد مبهم در سند را سعد ناميده است ؛ به التّرغيب ، ج 3 ، ص 549 رجوع كنيد . ( 141 ) اين دو حديث را ابن ابى الدنيا در كتاب نكوهش حسد از ابو هريره روايت كرده است و در سند روايت اول يعقوب بن محمد زهرى و موسى بن يعقوب وجود دارند كه تمام علماى سنّت آنها را تضعيف كرده‌اند و روايت دوّم را ابن ابى الدنيا نيز به صورت مرسل روايت كرده . چنان كه در المغنى آمده است . ( 142 ) اين دو حديث را ابن ابى الدنيا در كتاب نكوهش حسد از ابو هريره روايت كرده است و در سند روايت اول يعقوب بن محمد زهرى و موسى بن يعقوب وجود دارند كه تمام علماى سنّت آنها را تضعيف كرده‌اند و روايت دوّم را ابن ابى الدنيا نيز به صورت مرسل روايت كرده . چنان كه در المغنى آمده است . ( 143 ) اين حديث را احمد و ترمذى از حديث زبير بن عوام به سندى صحيح روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير آمده است .