الفيض الكاشاني
432
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
به شگفت مىآورد كه در هنگام غضب حلمش او را دريابد . » « 83 » از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « حلم براى نصرت كافى است و فرمود : هرگاه حليم نبودى پس به زحمت خود را به حلم وادار . » « 84 » از حفص بن ابى عايشه روايت شده كه گفت : « امام صادق ( ع ) غلام خود را براى حاجتى فرستاد و او دير كرد . امام صادق به دنبالش رفت ، او را خفته يافت . پس بالاى سرش نشست و او را باد مىزد تا بيدار شد و چون بيدار شد امام ( ع ) به او فرمود : اى فلان به خدا چنين حقّى ندارى شب و روز بخوابى شب از آن توست ( شب بخواب ) و روز تو از آن ماست ( بايد در اختيار ما باشى . » « 85 » از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « هرگاه ميان دو مرد نزاعى روى دهد دو فرشته فرود مىآيند و به آن كه نادان است مىگويند : آنچه خواستى گفتى و تو خود شايستهء گفتههايت هستى و به زودى به آنچه گفتى پاداش داده شوى ، و به آن كه بردبار است مىگويند : شكيب و بردبارى كردى اگر آن را كامل كنى به زودى خدا تو را مىآمرزد ، فرمود : اگر شخص حليم جواب سفيه را بدهد دو فرشته بالا مىروند . » « 86 » از حضرت رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « مرد تا حليم نباشد عابد نمىشود و هرگاه در ميان بنى اسرائيل مردى به عبادت مىپرداخت عابد شمرده نمىشد تا ده سال پيش از آن به سكوت نمىگذرانيد . » « 87 » ابو حامد مىگويد : دوست حكيمى بر او وارد شد و برايش غذا آورد . پس زن بدخوى حكيم بيرون آمد ، غذا را جمع كرد و حكيم را دشنام داد . دوست حكيم خشمگين بيرون رفت و حكيم در پى او روان شد و گفت : آيا روزى را كه ما در منزلت مشغول خوردن غذا بوديم . به ياد دارى كه مرغى خانگى بر روى غذا و سفره پريد و تمام غذاها را تباه ساخت و هيچ يك از ما خشمگين نشديم ؟ دوست گفت : آرى به ياد دارم . حكيم گفت : چنين فرض كن كه اين زن مانند آن مرغ خانگى است . پس آن مرد شادمان شد و برگشت و گفت : حكيم راست
--> ( 83 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 باب حلم . ( 84 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 باب حلم . ( 85 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 باب حلم . ( 86 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 باب حلم . ( 87 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 باب حلم .