الفيض الكاشاني
430
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پاكدامن را دوست مىدارد و شخص دشنام دهندهء بد زبان را كه در تكدّى پافشارى مىكند دشمن مىدارد . » « 77 » ابن عبّاس گويد : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « سه خصلت است كه در هر كس يكى از آنها نباشد به هيچ كار او اعتنا نكنيد : تقوايى كه او را از معصيت خدا منع كند ، حلمى كه نادان را از او بازدارد و اخلاقى كه با آن در ميان مردم زندگى كند . » « 78 » پيامبر ( ص ) فرمود : « آنگاه كه خدا در روز قيامت آفريدگان را گرد بياورد فريادگرى فرياد مىزند : اهل فضيلت كجايند ؟ پس گروهى اندك بر پا مىخيزند در حالى كه راه مىروند و بسرعت به سوى بهشت روانه مىشوند . پس فرشتگان آنها را ملاقات مىكنند و مىگويند : شما را مىبينيم كه به طرف بهشت مىشتابيد مىگويند : ما اهل فضيلت هستيم . فرشتگان مىگويند : فضيلت شما چه بود ؟ مىگويند : هرگاه به ما ستم مىشد صبر مىكرديم و هرگاه به ما بدى مىشد مىبخشيديم ، و هرگاه حق ما پايمال مىشد حلم مىورزيديم . پس به آنان گفته مىشود : به بهشت درآييد . پاداش اهل عمل ( خير ) نيكوست . » « 79 » على ( ع ) فرمود : « خير آن نيست كه مال و فرزندت زياد شود ، بلكه خير اين است كه عملت زياد شود و حلمت رشد كند و اين كه به عبادت پروردگارت بر مردم مباهات نكنى ، پس هرگاه نيكى كردى خدا را ستايش كنى و هر گاه بدى كردى از خدا آمرزش بخواهى » .
--> ( 77 ) در هيچ مأخذى تمام حديث را نيافتم ولى مضمون آن در ضمن چند حديث نقل شده است به الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 74 رجوع كنيد . و در كافى ، ج 2 ، ص 112 آمده است « انّ الله يحبّ الحى الحليم العفيف المتّعفف » . ( 78 ) اين حديث را ابو نعيم در كتاب الايجاز به سندهايى ضعيف روايت كرده و طبرانى از حديث امّ سلمه به سندهايى كه در آن ضعف و سستى است روايت كرده ( المغنى ) . ( 79 ) اين حديث را اصفهانى از عمرو بن شعيب از پدرش از جدّش روايت كرده چنانكه در الترغيب ، ج 3 ، ص 418 آمده است .