الفيض الكاشاني

413

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مسكونى خود داشته باشد و ظالمى آن را ويران سازد ممكن است خشمگين نشود ، چرا كه ممكن است به كار دنيا بينا شده باشد و نسبت به آنچه زائد بر نياز است زهد ورزد و با فقدان آن غضب نكند ، زيرا چندان علاقه‌اى به آن ندارد و اگر آن را دوست بدارد ناگزير با از دست دادن آن خشمگين مىشود و بيشترين خشم مردم بر چيزهاى غير ضرورى است ؛ مانند مقام ، شهرت ، صدرنشينى در مجالس و فخرفروشى به علم . بنابراين كسى كه محبّت به اين امور بر او غلبه كند ناگزير اگر كسى در صدر نشينى مزاحم او شود بر او خشم مىگيرد و هركس به اين امور علاقه‌مند نباشد از صدرنشينى ديگران به خشم نمىآيد و خود در كفش كن مجلس هم مىنشيند ، و اين عادتهاى پست است كه تمايل انسان و بىميلى او را زياد مىكند و خشم او زياد مىشود و هر اندازه تمايلات و خواسته‌هاى انسان بيشتر باشد صاحب آن نادانتر و درجه‌اش پست‌تر است ، زيرا نياز صفت كاستى است و هر مقدار نياز افزون شود كاستى بسيار شود و كوشش نادان همواره بر اين است كه بر نيازها و شهوتهايش بيفزايد و نمىداند كه عوامل غم و اندوه را براى خود زياد مىكند به حدّى كه بعضى از نادانان بر اثر عادتهاى پست و همنشينى با همگنان بد ، به جايى مىرسند كه اگر به آنها گفته شود شما بازى با پرندگان و شطرنج بازى را نمىدانيد و نمىتوانيد زياد ميگسارى كنيد و غذاى زياد بخوريد و نظير اين سخنان ، به خشم مىآيند . پس خشم گرفتن بر اين گونه نيازها ضرورى نيست ، چون دوستى آنها نيز ضرورى نمىباشد . ج - آنچه براى پاره‌اى از مردم ضرورى و براى برخى ضرورى نيست ؛ مانند كتاب براى دانشمند . يك دانشمند بر اثر نياز به كتاب ، آن را دوست دارد و نسبت به هر كسى كه آن را آتش بزند و يا در آب بيندازد خشمگين مىشود و همچنين است ابزارهاى صنعتى براى شخص هنرمند كه وسيلهء امرار معاش اوست و چون معاش ضرورى است محبّت به ابزار نيز ضرورى مىشود و به نسبت افراد مختلف فرق مىكند . محبّت ضرورى تنها محبّتى است كه رسول خدا ( ص ) با