الفيض الكاشاني

380

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خداى متعال مىفرمايد : اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ . 5 - گفتار سخن‌چين او را بر كاوش و جستجو وادار نكند تا نهى خداوند كه فرموده است وَ لا تَجَسَّسُوا ، محقّق نشود . 6 - بر خود نپسندى آنچه نمّام را از آن منع مىكنى و نميمه‌اى را نقل نكن و نگو فلانى براى او چنين و چنان گفت تا نمّام و غيبت كننده باشى و عملى را انجام دهى كه نمّام را از آن منع كرده‌اى . از على ( ع ) روايت شده كه مردى خدمتش آمد و از مرد ديگرى سعايت كرد ، حضرت فرمود : « اى فلان ما از آنچه گفتى سؤال مىكنيم اگر راستگو بودى بر تو خشمگين مىشويم ؟ عرض كرد : اى امير مؤمنان حرفم را پس مىگيرم . » « 298 » نقل شده حكيمى بود كه يكى از برادرانش به ديدار او رفت و خبرى را از شخص ديگرى براى وى نقل كرد . حكيم به او گفت : ديدار را به تأخير انداختى و با سه جنايت نزد من آمدى : برادرم را در نظرم مورد كينه قرار دادى و دل آسوده‌ام را مشغول ساختى ، و نفس امين خود را مورد تهمت قرار دادى . روايت شده كه سليمان بن عبد الملك نشسته بود و زهرى پيش او حضور داشت . پس مردى نزد سليمان آمد . سليمان به او گفت : به من خبر رسيده كه از من بدگويى كرده و چنين و چنان گفته‌اى ، مرد گفت : نه كارى كرده‌ام و نه سخنى گفته‌ام ، سليمان گفت : كسى كه به من خبر داد راستگو بود ؛ زهرى گفت : نمّام راستگو نيست ، سليمان گفت : راست مىگويى برو بسلامت . بعضى از بزرگان گفته‌اند : هر كه پيش تو از كسى نمّامى كند از تو نيز پيش ديگران سخن‌چينى خواهد كرد . اين سخن اشاره است به اين كه بايد نمّام را دشمن داشت و به راستگو بودنش اعتماد نكرد . چگونه نمّام مورد دشمنى قرار نگيرد در حالى كه از صفاتى چون دروغ ، غيبت ، حيله‌گرى ، خيانت غشّ كردن ، حسد ، نفاق و بر هم زدن ميان مردم و مكر و فريب جدا نيست و او از كسانى

--> ( 298 ) اين روايت را شيخ مفيد ( ره ) در الاختصاص ، ص 142 روايت كرده است .