الفيض الكاشاني
378
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گويند : مردى به دنبال حكيمى هفتصد فرسنگ راه را پيمود تا از وى هفت كلمه بياموزد . چون بر او وارد شد گفت : من خدمت شما آمدم تا از علمى كه خدا به شما ارزانى كرده بهره ببرم پس از آسمان و آنچه سنگينتر از آن است ، از زمين و آنچه از آن فراختر است ، از سنگ و آنچه از آن سختتر است ، از آتش و آنچه از آن داغتر است ، از زمهرير و آنچه از آن سردتر است ، از دريا و آنچه از آن غنىتر است و از يتيم و كسى كه از او خوارتر باشد مرا خبر بده ؟ حكيم گفت : تهمت زدن به شخص پاك از آسمانها سنگينتر است ، حق گستردهتر از زمين است ، دل قانع بىنيازتر از درياست ، حرص و حسد سوزانتر از آتش است ، حاجت بردن به پيش خويشاوند هر گاه بر آورده نشود سردتر از زمهرير است ، دل كافر سختتر از سنگ است و سخنچين هر گاه كارش آشكار شود خوارتر از يتيم است و گويند : يك سوّم عذاب قبر از سخنچينى است . تعريف سخنچينى و آنچه در ردّ آن واجب است ( 1 ) بايد دانست كه ( نميمه ) غالبا به كسى گفته مىشود كه گفتار ديگران را به قصد سخنچينى به شخصى كه دربارهء او سخن گفته مىشود برساند ؛ چنان كه گفته مىشود فلانى دربارهات چنين و چنان گفت و « نميمه » ( سخنچينى ) مخصوص به شخصى نيست كه دربارهء او سخن گفته مىشود ، بلكه تعريف « نميمه » آشكار ساختن هر چيزى است كه ديگرى از آن ناراحت شود خواه كسى كه سخن از او نقل شده ناراحت شود يا كسى كه سخن براى او نقل شده است يا شخص ثالثى از آن رنجيده شود ، و تفاوتى ندارد كه آشكار ساختن عيب ديگرى به گفتار يا نوشتار يا رمز و يا به اشاره باشد ؛ و نيز آنچه نقل مىشود كردار يا گفتار باشد و يا عيب و نقصانى بر شخصى باشد كه سخن از او نقل شده يا نباشد ، بلكه حقيقت نميمه آشكار ساختن و پرده برداشتن از چيزهايى است كه شخص آشكار شدنش را نمىپسندد ، بلكه بر آدمى لازم است از گفتن