الفيض الكاشاني
374
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نكردهام تا پس از غيبت ، او را حلال كنم ، خدا غيبت را بر انسان حرام كرده و هرگز آنچه را خدا حرام كرده حلال نمىكنم . اگر بگويى : بنابراين معناى گفتار رسول خدا ( ص ) : « و سزاوار است كه غيبت كننده را حلال كنى » چيست ؟ در حالى كه حلال كردن چيزى كه خدا آن را حرام كرده است ممكن نيست ؟ مىگوييم : مقصود پيامبر ( ص ) از حلال كردن عفو از مظلمه است نه اين كه حرام را قلب به حلال كند ، و آنچه ابن سيرين گفته نيكوست در آنجا كه پيش از غيبت آن را حلال كند چرا كه بر او جايز نيست غيبت را براى ديگرى حلال كند . اگر بگويى : معناى گفتار پيامبر ( ص ) چيست كه فرمود : « آيا يكى از شما عاجز است كه مانند ابو ضمضم باشد ؟ او هر گاه از خانهاش بيرون مىرفت مىگفت : خدايا من آبرويم را بر مردم صدقه قرار مىدهم . » « 283 » پس صدقه دادن به آبرو چه معنى دارد اگر كسى از آبروى خود صدقه بدهد آيا جايز است طرف بگيرد و اگر صدقهاش نافذ نيست پس معناى تشويق پيامبر ( ص ) بر اين كار چيست ؟ مىگوييم : معناى صدقه دادن به آبرو اين است كه در قيامت از او مظلمهاى طلب نمىكنم و با او به نزاع و دشمنى نمىپردازم و گرنه غيبت به آن حلال نمىشود و مظلمه از گردن او ساقط نيست ، چرا كه بخشش قبل از واجب شدن است جز اين كه وعده داده كه با او مخاصمه نكند و مىتواند تصميم بگيرد به وعدهاش وفا كند و با او مخاصمه نكند پس اگر از رأيش برگشت و با او مخاصمه كرد مانند ديگر حقوق است و مىتواند از آن استفاده كند ، بلكه فقها تصريح كردهاند كسى كه قذف را حلال كرده حدّ قذف كه حق اوست ساقط نمىشود و مظلمهء آخرت مانند مظلمهء دنياست خلاصه عفو كردن بهتر است . در حديث آمده است : هر گاه مردگان در روز قيامت در پيشگاه خدا قرار گيرند آنها را صدا بزنند كه هر كس از خدا اجرى طلبكار است به پا خيزد ، پس برپا نخيزد مگر كسى كه از مظلمهاش در دنيا عفو كرده باشد ، خداى متعال
--> ( 283 ) اين حديث را ابن سنّى در عمل اليوم و الليله ، ص 18 ، از حديث انس روايت كرده است .