الفيض الكاشاني

370

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

فريب مىدهد تا به مردم مهربانى نشان دهد ؛ و همچنين كسى كه برده‌اى مىخرد و مىدانى كه آن برده دزد است يا فاسق يا عيب ديگرى دارد ، بر تو لازم است كه آن عيب را تذكّر دهى چرا كه اگر سكوت كنى به خريدار ضرر زده‌اى هر چند گفتن عيب برده ضرر به برده است ، ولى رعايت حال خريدار از برده لازمتر است ؛ همچنين از شخصى كه دربارهء جرح و تعديل شهود از وى مىپرسند هر گاه در مورد گواه سؤال شود در صورتى كه از عيب گواه آگاه باشد مىتواند عيب او را بگويد ؛ همچنين با شخصى كه در مورد ازدواج و امانت سپردن مشورت مىشود مىتواند به قصد خيرخواهى مشورت كننده هر چه مىداند نقل كند ولى حق ندارد از او عيبجويى كند ، و اگر طرف مشورت در ازدواج ، بداند كه اگر به مشورت كننده بگويد : اين ازدواج به خير و صلاحت نيست ترك ازدواج مىكند واجب است به همين مقدار اكتفا كند ، و اگر بداند كه تا وقتى بروشنى عيب شخص مورد مشورت در ازدواج را نگويد طرف منصرف نمىشود ، مىتواند عيب او ( عروس يا داماد ) را بگويد . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « آيا از گفتن عيب گنهكار پروا مىكنيد تا مردم او را نشناسند ، هر عيبى دارد نقل كنيد تا مردم از او پرهيز كنند . » « 277 » ( بزرگان ) مىگفتند : غيبت سه نفر جايز است : پيشواى ستمگر ، بدعت گذار ، شخصى كه آشكارا گناه مىكند . 5 - اين كه شخصى به لقبى معروف باشد كه عيب او را بر ملا مىكند مانند اعرج ( لنگ ) و اعمش ( كسى كه چشمش ضعيف است و قى مىكند ) پس بر كسى كه بگويد : ابو زناد از اعرج و سلمان از اعمش روايت كرده يا نظير اينها گناهى بر او نيست و دانشمندان اين كار را كرده‌اند چون در شناساندن طرف مجبور شده‌اند و نيز اين لقبها به صورتى درآمده كه اگر صاحب آن لقبها بفهمد بدش نمىآيد ، پس از آن كه به آن لقبها مشهور شده است . آرى اگر بتواند به عبارت ديگرى او را معرّفى كند سزاوارتر است از اين رو به اعمى ( نابينا ) بصير و

--> ( 277 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در الصمت در نكوهش غيبت و حكيم در نوادر الاصول و حاكم در الكنى و شيرازى در الالقاب روايت كرده‌اند چنان كه در جامع الصغير آمده است .