الفيض الكاشاني
358
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مرد دشمنم ؛ اهل مجلس گفتند : به خدا بد حرفى گفتى به خدا به او خبر خواهيم داد . و به مردى از آنها گفته شد : فلانى برخيز پس خود را به او برسان و او را از گفتهء اين مرد ( كه گفت دشمن او هستم ) خبر كن ، راوى گفت : پيك گروه به او رسيد و او را خبر داد . مردى كه از او غيبت شده خدمت رسول خدا آمد و گفتار غيبت كننده را نقل كرد و تقاضا كرد كه او را فرا بخواند . پيامبر ( ص ) او را فرا خواند و پرسيد ، عرض كرد : من آن حرف را گفتهام ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : چرا با او دشمنى ؟ عرض كرد : من همسايهء او هستم و از وضعش با خبرم . به خدا هرگز نديدم جز نمازهاى واجب نمازى بگزارد مرد عرض كرد : اى رسول خدا از او بپرس آيا مرا ديده است كه نماز را از اوّل وقت به تأخير بيندازم يا وضو يا ركوع و سجود نماز را ناقص به جاى آورم ؟ پيامبر پرسيد مرد گفت : نه و گفت : به خدا او را نديدهام كه جز ماه رمضان كه خوب و بد روزه مىگيرند روزه بگيرد . مرد عرض كرد : از او بپرس آيا هرگز مرا ديده كه در ماه رمضان افطار كنم يا نقصى در روزهام باشد ؟ پيامبر پرسيد او جواب داد : نه ، ولى به خدا نديدهام به گدا و بيچارهاى چيزى ببخشد يا در راه خير چيزى انفاق كند جز همين زكات كه خوب و بد مىپردازند . مرد عرض كرد از او بپرس آيا مرا ديده است كه از مقدار زكات بكاهم يا اگر كسى از من زكات بخواهد درنگ كنم ؟ پيامبر از او پرسيد ، جواب داد : نه پيامبر ( ص ) به او فرمود : برخيز شايد او بهتر از تو باشد . » « 260 » مىگويم : در مصباح الشريعه « 261 » از حضرت صادق ( ع ) روايت شده « اصل غيبت ده نوع است 1 - درمان كردن خشم شديد 2 - همراهى كردن با گروهى 3 - تهمت زدن 4 - تصديق كردن خبرى بدون تحقيق 5 - بد گمانى 6 - حسادت 7 - ريشخند 8 - شگفتزدگى 9 - دلتنگى كردن 10 - خود آرايى .
--> ( 260 ) اين حديث را احمد در ( مسند ) ، ج 5 ، ص 455 از حديث ابو الطفيل عامر بن واثله روايت كرده است . ( 261 ) مصباح ، باب چهل و نه .