الفيض الكاشاني

351

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

زنى بر ما وارد شد و چون روى گرداند با دستم به كوتاهى قد او اشاره كردم پيامبر ( ص ) فرمود : « او را غيبت كردى . » « 252 » تقليد ديگران و مانند ديگرى راه رفتن از نوع غيبت مذكور در حديث است بلكه بدتر از غيبت مىباشد چرا كه تقليد عيب ديگران را بيشتر به تصوير مىكشد و غيبت با نوشتن نيز چنين است ، زيرا قلم يكى از دو زبان است ، و اگر مصنّفى در كتاب خود از شخص معيّنى ياد كند و سخن او را زشت بشمارد غيبت است ، مگر اين كه دليلى براى ذكر آن باشد كه شرحش خواهد آمد . امّا اگر بگويد گروهى چنين گفته‌اند غيبت نيست . غيبت فقط اشاره كردن به شخص معينى است خواه زنده باشد يا مرده ، و جزء غيبت به شمار مىآيد اگر بگويى : يكى از كسانى كه امروز با ما برخورد كرد يا يكى از كسانى كه ديديم چنين و چنان بود . در صورتى كه مخاطب شخص معيّنى را از آن استنباط كند . امّا اگر مخاطب شخص معينى را استنباط نكند غيبت نيست . پيامبر ( ص ) اگر كارى را از شخصى نمىپسنديد مىفرمود : « بعضى از گروهها را چه شده كه چنين و چنان مىكنند . » « 253 » آن حضرت شخص معيّنى را تعيين نمىكرد ( تا غيبت شود ) . بنابراين اگر بگويى برخى از كسانى كه از مسافرت آمده و بعضى افراد كه ادّعاى علم دارند ( چنين و چنانند ) در صورتى كه قرينه‌اى همراه داشته باشد كه شخص معيّنى از آن فهميده شود غيبت است . بدترين نوع غيبت غيبتى است كه قاريان رياكار مرتكب مىشوند . آنها مقصود خويش را به روش درستكاران به مردم مىفهمانند تا نشان دهند كه خود از غيبت پاك هستند و مقصود را ( غيبت ديگران ) مىفهمانند و به سبب جهلى كه دارند نمىدانند كه دو گناه را با هم مرتكب شده‌اند : رياكارى و غيبت ، چنان كه در نزد او از شخصى ياد شود و او بگويد : سپاس خدايى را كه ما را به وارد شدن بر پادشاه و طلب كردن مال

--> ( 252 ) اين حديث را خرائطى و ابن مردويه و بيهقى روايت كرده‌اند چنان كه در الدّر المنثور ، ج 6 ، ص 94 آمده است . ( 253 ) اين حديث را ابو داود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 550 از حديث عايشه روايت كرده است .