الفيض الكاشاني

347

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مبتلا را مىرنجاند ، و امّا عيب تبار اين است كه بگويى : پدرش نبطى ، هندى ، فاسق ، خسيس ، تعمير كار كفش ، رفتگر ، سلّاخ است يا هر چه از آن رنجيده خاطر شود . امّا عيب اخلاقى اين است كه بگويى : بدخو ، بخيل ، متكبّر ، رياكار ، عصبى ، ترسو ، ناتوان ، كم دل و جرأت ، بىباك است و نظير اينها ؛ و امّا عيب كارهايى كه به دين او مربوط مىشود اين است كه مثلا بگويى : دزد ، كذّاب ، ميگسار ، خيانتكار ، ظالم ، كاهل نماز و زكات است ؛ ركوع و سجود نمازش را كامل نمىكند ؛ از نجاسات پرهيز ندارد ؛ به پدر و مادرش نيكى نمىكند يا زكات را به جايش نمىدهد يا درست تقسيم نمىكند يا در روز روزه داريش خود را از آميزش با زنان و غيبت و هتك حرمت مردم حفظ نمىكند . امّا عيبهاى مربوط به دنيا مثل اين است كه بگويد : فلانى بىادب است ، مردم را خوار مىشمارد ، و هيچ كس را بر خود صاحب حق نمىداند و تنها خود را صاحب حق مىداند ، يا بگويد پرحرف ، پرخور و پرخواب است و زمانى كه وقت خواب نيست مىخوابد و در آن جا كه شأن او نيست مىنشيند ، امّا عيب لباسش به اين است كه بگويد آستين گشاد ، بلند دامن ، عمامه گنده يا يقه چركين است . گروهى گفته‌اند عيبجويى دينى از كسى غيبت نيست ، زيرا نكوهشى است كه خدا در قرآن بيان فرموده است . از اين رو نقل گناهان شخص و نكوهش او جايز است به دليل روايتى كه از پيامبر ( ص ) رسيده است : براى آن حضرت از زنى كه بسيار اهل نماز و روزه بود ، ولى همسايگانش را اذيّت مىكرد ستايش شد . پيامبر فرمود : آن زن در دوزخ است » ؛ « 243 » و نيز از زنى ياد شد كه بخيل است . پيامبر ( ص ) فرمود : « در اين صورت چه خيرى دارد ؟ » « 244 » اين سخن باطل است زيرا مردم آن سخنان را مىگفتند چون احتياج

--> ( 243 ) اين حديث را ابن حبان و حاكم از حديث ابو هريره روايت كرده و آن را صحيح دانسته‌اند ( المغنى ) . ( 244 ) اين حديث را خرائطى در مكارم الاخلاق از حديث ابو جعفر محمد بن على ( ع ) به صورت مرسل روايت كرده است .