الفيض الكاشاني
338
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شبيه است بپرهيز . علّت منع پدرش اين بود كه گمان مردم را در مورد جامه با گفتار خود تأييد مىكرد و هدفش مباهات بود كه هدفى باطل بود و فايدهاى نداشت . آرى توريه براى اهدافى مانند خوشدل ساختن ديگران با شوخى مباح است مانند فرمودهء پيامبر ( ص ) كه : « پيرزن وارد بهشت نمىشود ، يا در چشم شوهرت سفيدى است ، و تو را بر فرزند شتر سوار مىكنم . » « 217 » امّا دروغ آشكار چنان كه عادت مردم است تا با نادانان شوخى كنند و فريبشان دهند كه زنى به ازدواج با تو مايل است و اگر در اين دروغ ضررى باشد كه به آزردن دلى بينجامد حرام است ؛ و اگر فقط به قصد شوخى باشد موجب فسق طرف نمىشود ولى از درجهء ايمان او كاسته مىشود . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « ايمان شخص كامل نمىشود تا براى برادرش دوست بدارد آنچه را براى خود دوست مىدارد و در شوخى خود از دروغ بپرهيزد . » « 218 » امّا مقصود پيامبر ( ص ) از اين سخن : « مرد براى خنديدن مردم سخنى مىگويد و به سبب آن سقوط مىكند بيش از فاصلهء زمين با ثريّا » « 219 » منظور اين است كه اگر كسى در شوخى خود غيبت مسلمانى كند يا دلى را بيازارد چنين است نه شوخى تنها . از جمله دروغهايى كه موجب فسق نمىشود ، دروغى است كه در مبالغه رايج است ؛ مانند اين سخن كه صد بار به تو چنين گفتم و صد بار به سراغت آمدم ، چرا كه در اين نوع محاوره قصد صد بار را ندارد بلكه مىخواهد مبالغه كند . بنابراين اگر تنها يك بار به سراغ او رفته باشد دروغگوست و اگر چند بار به
--> ( 217 ) هر سه حديث در آفت دهم پيش از اين گذشت . ( 218 ) اين حديث را ابن عبد البر در الاستيعاب از حديث ابو مليكه ذمارى بدون حمله « و حتى يجتنب الكذب فى مزاحه » روايت كرده است ، و ارقطنى در المؤتلف و المختلف از حديث ابو هريره چنين روايت كرده است « لا يومن عبد الايمان كله حتى يترك الكذب فى مزاحه » و از احمد پيش از اين گذشت كه در مسند خود ، ج 2 ، ص 352 روايت كرده « لا يومن العبد الايمان كلّه حتى يترك الكذب من المزاحه تا آخر حديث » . ( 219 ) پيش از اين در آفت سوم گذشت .