الفيض الكاشاني

328

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

جا به جا مىكرد تا به پشت گردنش ( شانه‌اش ) مىرسيد ، آنگاه آهن را مىكشيد و به سمت ديگر دهانش فرو مىبرد و آن را مىكشيد و لب ديگر به حال اوّل باز مىگشت . پس به مردى كه مرا بر پا داشت گفتم : اين چيست ؟ گفت : مردى كذّاب است كه تا روز قيامت در قبرش عذاب مىشود . » « 189 » از عبد الله بن جراد روايت شده كه از پيامبر ( ص ) پرسيد و عرض كرد : « اى پيامبر خدا آيا مؤمن زنا مىكند ؟ فرمود : گاه ممكن است ، عرض كرد : اى رسول خدا آيا مؤمن دروغ مىگويد ؟ فرمود : نه . آنگاه پيامبر اين آيه را آورد : إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ . « 190 » ابو سعيد گويد : شنيدم پيامبر خدا ( ص ) در دعا عرض مىكرد : « خدايا دلم را از نفاق پاك و مرا از زنا و دروغ حفظ كن . » « 191 » پيامبر ( ص ) فرمود : « سه گروهند كه خدا با آنان سخن نمىگويد و در روز قيامت به آنها توّجه نمىكند و آنان را پاك نمىسازد و براى آنان عذاب دردناكى است : پير زنا كار ، سلطان كذّاب و فقير متكبّر . » « 192 » عبد الله بن عامر گويد : پيامبر خدا به خانهء ما آمد در حالى كه من طفلى خردسال بودم پس براى بازى رفتم ، مادرم گفت : عبد اللّه بيا به تو چيزى بدهم ، پيامبر فرمود : چه مىخواهى به او بدهى ؟ مادرم عرض كرد : خرما ، پيامبر فرمود : « اگر به او خرما ندهى گناه يك دروغ بر تو نوشته مىشود . » « 193 »

--> ( 189 ) اين حديث را بخارى در حديثى طولانى در ( صحيح ) ، ج 9 ، ص 56 از سمرة بن جندب روايت كرده است . ( 190 ) نحل / 105 : تنها كسانى دروغ مىگويند كه ايمان ندارند . و حديث را خرائطى در مساوى الاخلاق و ابن عساكر و خطيب ( بغدادى ) در تاريخهاى خود روايت كرده‌اند چنان كه در الّدر المنثور ، ج 4 ، ص 131 نقل شده است . ( 191 ) عراقى گويد در نسخه‌هاى احياء العلوم از ابو سعيد به همين صورت آمده است فقط راوى ام معبد است خطيب در تاريخ بغداد نيز چنين روايت كرده است ولى جملهء « و فرجى من الزنى » را ندارد و اين جمله را افزوده است « و عملى من الرياء و عينى من الخيانه » و سندهايش ضعيف است . ( 192 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 72 از ابو هريره روايت كرده است . ( 193 ) اين حديث را ابو داوود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 594 روايت كرده است .