الفيض الكاشاني

317

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ياران پيامبر ( ص ) بر او مىخنديدند سه بار اين كار را تكرار كرد ، آنگاه شتر رم كرد و سوار خود را كشت . به پيامبر عرض شد : اى پيامبر شتر اعرابى او را بر زمين زد و هلاك شد . فرمود : « آرى دهنهاى شما از خون او مملّو شده است . » « 149 » امّا اگر شوخى به از بين رفتن شكوه بينجامد گفته شده : هر كه شوخى كند سبك شود . يكى از بزرگان به پسرش گفت : پسركم با شخص بزرگ شوخى نكن كه بر تو كينه مىگيرد و با شخص فرومايه شوخى مكن كه بر تو جرى شود . ديگرى گفته : از شوخى بپرهيزيد كه موجب كينه مىشود و آدمى را به كار زشت مىكشاند ؛ سخن از قرآن بگوييد و با آن بياميزيد و اگر بر شما دشوار بود سخنان خوب مردان را بازگو كنيد . و گفته شده : آيا مىدانيد چرا مزاح را مزاح ناميده‌اند ؟ نه ، گفت : چون صاحب خود را از حق دور مىكند . و گفته شده هر چيزى بذرى دارد و بذر دشمنى شوخى است ؛ و گويند : شوخى بزرگى را مىبرد و دوستان را جدا مىكند . اگر كسى بگويد : نقل شده كه پيامبر ( ص ) و اصحابش شوخى مىكردند ، پس چگونه از آن نهى شده است ؟ مىگوييم : اگر مىتوانى مانند پيامبر شوخى كنى و جز سخن حق نگويى و دلى را نرنجانى و در آن زياده‌روى نكنى و به كم اكتفا كنى شوخى كردن جايز است ؛ ولى اشتباه بزرگى است كه انسان شوخى را حرفهء خود قرار دهد و بر آن مداومت كند و دچار افراط شود ، آنگاه به عمل پيامبر تمسّك كند . اين كار گناه است و بعضى از گناهان صغيره با اصرار بر آن ، كبيره مىشود و بعضى از كارهاى مباح با اصرار بر گناه صغيره مىشود ، از اين رو سزاوار نيست از اين عمل غفلت شود . آرى ابو هريره روايت كرده كه اصحا ب عرض كردند : « اى رسول خدا با ما شوخى مىكنى فرمود : من اگر با شما شوخى مىكنم جز سخن حق نمىگويم . » « 150 »

--> ( 149 ) اين حديث را ابن مبارك در الزهد و الرقايق روايت كرده چنان كه در المغنى آمده است . ( 150 ) اين حديث را ترمذى در ( سنن ) ، ج 8 ، ص 157 روايت كرده و آن را حسن دانسته است .