الفيض الكاشاني
304
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
به رعيت همين است . از اين رو فرمود : « ليكن بگوييد خدايا ميان ما اصلاح فرما » و اين سخن حضرت به گفتار خداى متعال در داستان فرعون نزديك است : فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً . « 105 »
--> ( 105 ) مىگويم : امير المؤمنين ( ع ) اصحاب خود را از لعن مردم شام منع فرمود كه در نهج البلاغه تحت عنوان « و من كلام له ( ع ) و قد سمع قوما من اصحابه يسبّون اهل الشام ايام حربهم بصفّين ، از سخن على ( ع ) است آن گاه كه شنيد گروهى از يارانش در جنگ صفين مردم شام را دشنام مىدادند » آمده است . ابن ابى الحديد در شرح خود ، ج 3 ، ص 4 گفته است « آنچه را كه على ( ع ) از يارانش نپسنديد اين بود كه به مردم شام دشنام مىدادند ولى از لعن صحابه به مردم شام بدش نمىآمد ، نه به آن صورت كه گروهى از حشويّه پنداشته و گفتهاند : لعن هر كسى كه به اسم مسلمان است جايز نيست و اين عمل را بر آنان زشت مىشمارند و بعضى از آنها در اين مورد غلو كرده و گفته است : من كافر و ابليس را لعن نمىكنم و خداى متعال روز قيامت به كسى نمىگويد چرا لعن نكردهاى ؟ بلكه مىگويد : چرا لعن كردهاى ؟ بدان كه اين سخن بر خلاف صريح قرآن است چرا كه خداى متعال مىفرمايد : ( إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً خداوند كافران را لعن كرده و از رحمت خود دور داشته ) و براى آنها آتش سوزانندهاى آماده نموده است ( احزاب / 61 ) و نيز فرمود : أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ( بقرة / 159 ) و درباره ابليس فرموده است : ان عليك لعنتى الى يوم الدين ، و مسلّما لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود ( ص / 78 ) و فرمود : ملعونين اينما ثقفوا ، و از همه جا طرد مىشوند ( احزاب / 61 ) در قرآن از اين نوع آيات بسيار است . چگونه بر مسلمان جايز است كه تبرّى جستن از كسانى را كه تبّرى از آنها واجب است انكار كند ؟ آيا اينان گفتار خداى متعال را نشنيدهاند : قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً ، براى شما تأسى نيكى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت ، هنگامى كه به قوم مشرك خود گفتند : ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ، ما نسبت به شما كافريم ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است ( ممتحنه / 4 ) و در مورد شخصى كه حالش مشكوك است لازم است بينديشيم ، پس اگر مرتكب گناهان كبيره شده و بدان سبب استحقاق لعن و تبّرى يافت مانعى ندارد كه مورد لعن و تبّرى قرار بگيرد در غير اين صورت تبّرى و لعن او جايز نيست ، از جمله آياتى كه دلالت بر جواز لعن هر مسلمان مرتكب كبيره دارد آيهاى است كه در قصّه لعان آمده : فشهاده احدهم اربع شهادات بالله انّه لمن الصادقين . و الخامسه ان لعنة الله عليه ان كان من الصادقين ، هر يك از ( همسران كه جز خودشان شاهد ندارند ) بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است ( نور / 6 - 7 ) ، و خداى متعال دربارهء قذف كننده فرموده : انّ الّذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فى الدنيا و الاخره و لهم عذاب عظيم ، كسانى كه زنان پاكدامن و بىخبر ( از هر گونه آلودگى ) و مؤمن را متهّم مىسازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند ، و عذاب بزرگى در انتظارشان است ( نور / 23 ) . اين دو آيه در مورد مكّلفان اهل نماز است و آيات پيش از آنها دربارهء كافران و منافقان است از اين رو امير المؤمنين ( ع ) در قنوت نماز و پس از نماز معاويه و گروهى از اصحابش را لعن مىفرمود اگر كسى بگويد : پس صورت دشنامى كه امير المؤمنين ( ع ) از آن نهى فرموده چيست ؟ مىگويم : صحابهء على ( ع ) پدران و مادران مردم شام را دشنام مىدادند و بعضى در تبار گروهى عيب مىگرفتند و بعضى مردم شام را نكوهش مىكردند بعضى آنها را به ترسو بودن و بخل و هجوهايى كه كار شاعران بودند آنان را هجو مىكردند و روش هجو روشن است پس على ( ع ) آنها را از اين نوع دشنامها منع فرمود و گفت : من نمىخواهم كه شما بسيار دشنام دهيد ولى نزديكتر به حق اين است كه اعمالشان را برايشان توصيف كنيد و حالشان را يادآورى كنيد تا آخر .