الفيض الكاشاني
284
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و فرمود ( ص ) : « لجاجت را واگذاريد چرا كه حكمت آن را درك نمىكنى و از فتنهء آن در امان نمىباشى . » « 50 » و نيز پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كه لجاجت را ترك كند با آن كه حق با اوست در بلندترين نقطهء بهشت برايش خانهاى ساخته شود و هر كس لجاجت را ترك كند با آن كه حق با او نيست برايش خانهاى در اطراف بهشت ساخته شود . » « 51 » از ام سلمه ( رض ) روايت شده كه گفت : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « نخستين چيزى كه خدا از من پيمان گرفت و مرا از آن نهى فرمود پرستش بتها و ميگسارى و نزاع با افراد بود . » « 52 » و نيز پيامبر ( ص ) فرمود : « هيچ گروهى پس از هدايت يافتن گمراه نشدند مگر اين كه به جدال و نزاع پرداختند . » « 53 » و نيز فرمود : « هيچ بندهاى ايمانش كامل نشود تا نزاع و جدال را ترك كند اگر چه بر حق باشد . » « 54 » و نيز فرمود : « شش خصلت است كه در هر كه باشد به حقيقت ايمان مىرسد : روزه گرفتن در تابستان ، زدن دشمنان خدا با شمشير ( جهاد ) ، شتاب در نماز خواندن در روز ابرى و بارانى ، شكيبايى در مصيبتها ، و شاداب وضو گرفتن در حال سختى ، و ترك نزاع كردن در حالى كه راستگوست . » « 55 »
--> ( 50 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در الصمت روايت كرده و در ابن مسعود سند را موقوف ساخته چنان كه در المغنى روايت شده است . ( 51 ) اين حديث را ترمذى در ( سنن ) ، ج 8 ، ص 159 روايت كرده و پيش از اين نقل شد . ( 52 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا و بيهقى و طبرانى به سندى ضعيف روايت كردهاند چنان كه در المغنى و مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 156 ، نقل شده . ( 53 ) حديث را ابن ماجه به شمارهء 48 از حديث ابو امامه و احمد در ( سنن ) ، ج 5 ، ص 252 ، روايت كردهاند . ( 54 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در الصمت به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در المغنى است . ( 55 ) اين حديث را طبرانى در الكبير از ابو مالك اشعرى به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير آمده است .