الفيض الكاشاني

265

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

محتمل است مقصود شكم باشد زيرا دهان منفذ آن است . معاذ گويد : به پيامبر خدا عرض كردم : آيا به گفته‌هايمان مؤاخذه مىشويم ؟ فرمود : اى پسر جبل مادرت برايت بگريد ، آيا چيزى جز نتايج و كاشته‌هاى زبانهاى مردم آنان را در آتش مىافكند ؟ « 8 » [ پيامبر سخنان انسان را به كشته‌اى تشبيه كرده كه با داس درو مىشود و همانطور كه داس‌تر و خشك و خوب و بد را با هم مىدرود انسان پرحرف هر گونه سخنى را مىگويد و خوب و بد را از هم جدا نمىكند ، حاشيهء سنن . ] عبد اللّه ثقفى گويد : « به پيامبر ( ص ) عرض كردم : از مطلبى برايم سخن بگو كه به آن چنگ در آويزم ، فرمود : بگو : پروردگارم خداست ، آنگاه پايدار بمان ، و گفت : عرض كردم : اى رسول خدا از چه چيز بيشتر بر من مىترسى ؟ پيامبر زبانش را گرفت سپس فرمود : از اين » « 9 » انس بن مالك گويد : پيامبر ( ص ) فرمود : « ايمان بنده‌اى راست نشود تا دلش راست نشود و دلش راست نشود تا زبانش راست نشود ، و كسى كه همسايه‌اش از شرّش در امان نباشد وارد بهشت نمىشود . » « 10 » و نيز آن حضرت ( ص ) فرمود : و هر كه از سالم ماندن شادمان مىشود ، پس همواره ساكت باشد . » « 11 » از سعيد بن جبير به‌صورت مرفوع از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرمود : « هر گاه آدميزاده به بامداد در آيد تمام اعضايش نيز به بامداد در مىآيند و از

--> ( 8 ) ابن ماجه اين حديث را به شمارهء 3973 در حديثى طولانى از حديث معاذ روايت كرده است . ( 9 ) اين حديث را ترمذى در ( سنن ) ، ج 9 ص 249 روايت كرده و پيش از اين گذشت ، و دارمى در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 299 نقل كرده است . ( 10 ) اين روايت را احمد ( در مسند ) و ابن ابى الدنيا در الصمت روايت كرده‌اند و هر دو راوى از روايت على بن مسعدهء باهلى از قتاده از انس روايت كرده‌اند چنان كه در التّرغيب و الترهيب ، ج 3 ، ص 528 آمده است . ( 11 ) ابن ابى الدنيا اين حديث را در الصمت و ابو الشيخ در فضائل الاعمال و غير از آن دو روايت كرده‌اند چنان كه در الترغيب ، ج 3 ، ص 536 آمده است .