الفيض الكاشاني
254
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و بميرد اجر شهيد را دارد . » « 93 » پيامبر ( ص ) فرمود : « هفت نفرند كه خدا در روزى كه جز سايهء او سايهاى نيست آنان را در زير سايهء خود مىگيرد و از آن هفت نفر شمرد مردى را كه زنى داراى حسب و زيبايى او را به سوى خود بخواند و مرد بگويد : إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ * » « 94 » داستان يوسف ( ع ) و سرپيچى او از زليخا با قدرت و ميل آن زن معروف است و خدا يوسف را در قرآن بر اين كار ستوده است و او پيشواى هر كسى است كه در مبارزه با شيطان در برابر اين شهوت بزرگ پيروز و موفّق شود . از عبد اللّه بن عمر « 95 » روايت شده كه گفت : « شنيدم پيامبر خدا مىفرمود : سه نفر از كسانى كه پيش از شما بودند رفتند و در غارى سكنا گزيدند و وارد آن شدند ؛ پس تخته سنگى عظيم از كوه فرود آمد و راه غار را بر آنها بست ، آنان گفتند : هيچ نيرويى ما را از اين تخته سنگ نجات نمىدهد مگر اين كه خدا را با كارهاى شايستهء خود بخوانيم . مردى از آنها گفت : خدايا مىدانى كه من پدر و مادرى پير داشتم و پيش از خدمت به آنها به خاندان و فرزندان و چهارپايان خود نمىپرداختم پس روزى در پى جمع آورى هيزم از آنها دور شدم و به خدمت پدر و مادر نرفتم تا خوابيدند . پس نوشيدنى ( شير ) آنها را دوشيدم و آنها را خفته يافتم و نمىخواستم پيش از آنها خاندان و فرزندانم شير بنوشند ، پس كاسه به دست در انتظار بيدار شدنشان ماندم تا فجر طلوع كرد و كودكان در برابر من از گرسنگى فرياد مىكشيدند . پس پدر و مادرم بيدار شدند و نوشيدنى خود را نوشيدند ؛ خدايا اگر من آن كار را براى تو انجام دادهام مشكلى
--> ( 93 ) حديث را خطيب [ بغدادى ] در تاريخ از حديث ابن عباس به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در جامع الصغير است . ( 94 ) اين حديث را ابن زنجويه از حسن به صورت مرسل روايت كرده ، و ابن عساكر از ابو هريره و بيهقى در الاسماء از ابو هريره نيز به سندى حسن نقل كرده و بخارى و مسلم نيز روايت كردهاند و در كتاب نكاح گذشت . ( 95 ) حديث را بخارى [ در صحيح ] ، ج 8 ، ص 3 ، با همهء طولانى بودنش روايت كرده است .