الفيض الكاشاني

218

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

واداشت ؟ گفت : من محاسبه كردم كه در فاصلهء ميان جويدن و مكيدن هفتاد بار مىتوان ذكر گفت : از اين‌رو چهل سال است كه نان را نجويده‌ام « 38 » پس او را ببين كه چقدر به وقت خود توجّه داشت و عمرش را به جويدن ضايع نكرد ، و هر نفسى از عمر گوهر ارزنده‌اى است كه نتوان قيمتى برايش در نظر گرفت پس سزاوار است از آن گنجينهء كاملى فراهم شود كه در آخرت بماند و تمام نشود ، يعنى عمر در ياد خدا و بندگى او سپرى شود . ديگر از كارهايى كه با پرخورى دشوار مىشود مداومت بر طهارت و در مسجد ماندن است چون در اين صورت نياز دارد براى آشاميدن آب و دفع آن ( از مسجد ) خارج شود و آن ضرر دارد . از جمله فايده‌هاى گرسنگى روزه گرفتن است ، زيرا روزه گرفتن براى كسى ممكن است كه به گرسنگى عادت كرده باشد ؛ بنابراين در روزه و ادامهء اعتكاف ( در مسجد ) و ادامهء طهارت و پرداختن به عبادت به جاى سرگرم شدن به خوردن و لوازم آن سودهاى بسيارى است و تنها بىخبرانى كه ارزش دين را نشناخته‌اند ، آن را كوچك شمرده و به زندگى دنيا خشنود و به آن مطمئن شده‌اند : يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ . « 39 » ابو سليمان دارانى به شش آفت از آفتهاى سيرى اشاره كرده و گفته است : هركه سير شود شش آفت به او رسد : از دست دادن شيرينى عبادت ، دشوار شدن حفظ دانش ، محروميّت از مهربانى به مردم زيرا كسى كه سير باشد گمان مىكند كه تمام مردم سيرند ، و سنگين شدن در عبادت ، افزونى شهوت ، و ديگر اين كه مؤمنان گرسنه پيرامون

--> ( 38 ) خدا به فرياد برسد از اين عقيدهء نابخردانه و فكر و انديشهء پست ناقص و بافتهء رياكارانه و عبادت بىمغز و كهنه و زهد بىمحتوايى كه خود خلاف زهد است و اين نيست جز خود رأيى ، و دورى از پيامبر و خاندانش ( ص ) و از علوم و حكمتهاى آنان ، و گناه تمرّد از پيروى كردن آنان و گرفتن از آنها چگونه چنين نباشد در حالى كه هزاران روايت بر خلاف اين درك غلط و عرفان نكوهيده و مخالف عقل سالم رسيده است و خدا هيچ عضوى را بيهوده و باطل نيافريده است خداى ما را از اين بىحياييها در امان بدارد . ( 39 ) روم / 7 : آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند ، و از آخرت ( و پايان كار ) بىخبرند .