الفيض الكاشاني

188

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

و با بيهوده كاران داد و ستد مىكنى و مىخواهى كه همواره دلت را با خدا بيابى اين از امورى است كه هرگز صورت نپذيرد . « 111 » مىگويم : ابو حامد در سخن طولانى خود فرو رفتن در درّه‌هاى گمراهى را مطرح كرده و مدّعى امكان چيزى شده كه تقريبا محال است . بعلاوه آنچه مطرح ساخته اظهار دين جديد و پديد آوردن بدعتى زشت است با اين كه در ضمن گفتارش به مفسده‌ها مهلكه‌هايى اعتراف كرده است كه از ميان يك ميليون نفر يكى نجات نمىيابد ، و اگر راهى وجود مىداشت كه به دين پيامبر ما بهتر هدايت مىكرد البتّه پيامبر آن را مىآورد ، زيرا دين او بهترين دينهاست ، چنان‌كه آن حضرت بهترين پيامبران است . در قرآن آمده است : وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ « 112 » . پس بناچار آنچه پيامبر آورده است براى هدايت كافى است و در مقرّرات آن حضرت كارهايى كه سالكان خود را به تكلّف به آن وادار مىكنند وجود ندارد ، بلكه نصوص اسلامى كه به ما رسيده است بر خلاف دستوراتى است كه آنها جعل كرده‌اند به ما رسيده است . امّا در اين مورد كه سالكان بكلّى مال و ثروت و مقام را طرد كرده‌اند اسلام بر به دست آوردن روزى حلال و مقدار خوراك سال سخت تشويق كرده است ، و اين كه هر كس سربار مردم شود ( در روزى ) ملعون است « 113 » « و هر كه خود را خوار سازد مورد نكوهش است » « 114 » و تنها چيزى كه

--> ( 111 ) پوشيده نماند كه چنين تعليماتى به تعطيل شدن نماز جمعه و جماعت و حجّ و ديد و بازديد و برادرى نسبت به يكديگر و گردهماييها و مهمانيها منجّر مىشود ، و بازگشت به انزوا و كناره‌گيرى از مردم و همنشينى نكردن و خو نگرفتن با آنها است و روشن است كه كناره‌گيرى و بريدن از مردم سرچشمهء نفاق و كشتگاه وسوسه‌ها و محروميّت از روش كامل محمّدى ( ص ) و جايگاه پسنديدهء اجتماعى است و موجب آن است كه انسان بسيارى از فضايل و كارهاى خير و سنّتهاى شرعى را رها كند . ( 112 ) انعام / 153 : و اين كه اين راه مستقيم من است از آن پيروى كند و از راههاى مختلف ( و انحرافى ) پيروى نكنيد كه شما را از راه حق دور مىسازد ، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مىكند تا پرهيزكار شويد . ( 113 ) حديث را كلينى در كافى ، ج 5 ، ص 72 ، شمارهء 7 و شيخ ( طوسى ) در تهذيب ، ج 2 ، ص 99 روايت كرده‌اند . ( 114 ) به وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 414 ، باب كراهة التعرّض للذّل ، رجوع كنيد .