الفيض الكاشاني
186
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بدارد بطورى كه هيچ كس از آن آگاه نشود . آنگاه بر استادش لازم است كه به حال مريد بنگرد و در زيركى و هوشيارى او بينديشد و چون دانست كه اگر او را رها كند و به فكر وادارد خود از حقيقت آگاه مىشود ، در اين صورت لازم است او را به فكر وادار سازد و به مداومت در فكر فرمانش بدهد تا نورى به دلش بتابد كه حقيقت حق برايش آشكار شود و اگر استاد دانست كه مريد توان اين كار را ندارد به وسيلهء پند و ذكر و دليلى است به درك او نزديك باشد او را به اعتقاد صحيح قطعى برگرداند و لازم است كه استاد استوار باشد و به مريد مهربانى ورزد ، زيرا امور ياد شده خطرهاى مهلك و مواضع پر خطر راهند و چه بسا مريدانى كه مشغول رياضت شوند و خيال فاسد بر آنها غالب گردد و نتوانند به حالت كشف برسند و از راه بمانند و سرگرم امور بيهوده شوند و همه چيز را بر خود مباح سازند كه اين بزرگترين هلاكت است ؛ و هر كس خود را براى ذكر و ياد خدا خالص كند و دلبستگيهايى را كه موجب سرگرمى او مىشود از خود دور سازد از انديشهها و خيالات فاسد در امان نيست چرا كه بر كشتى پر خطر ( سير و سلوك ) سوار شده است . بنابراين اگر از اشتباه در امان بماند در دين به مقام بلندى مىرسد و اگر اشتباه كند هلاك مىشود . از اين رو پيامبر ( ص ) فرمود : « بر شما باد به دين پيرزنان . » « 110 »
--> ( 110 ) عراقى گويد : ابن طاهر در كتاب التذكرة گفته است : اين عبارت را ميان تودهء مردم رايج است ولى من مأخذى بر آن در يك روايت صحيح يا ضعيف نيافتم الخ . پايان گفتار ابن طاهر . مىگويم : گروهى از بزرگان اين سخن را به سفيان ثورى نسبت دادهاند ، از آن جملهاند شيخ بهائى و فاضل جواد در غاية المأمول و ظاهر گفتار مازندرانى در شرح خود بر زبده نيز چنين است ، آنجا كه مطلبى نقل مىكند كه دلالت دارد بر اين كه اين سخن از سفيان است ، نظير آنچه صاحب قوانين در باب هفتم نقل كرده گويد : آنچه از سخن محقّق بهايى در حاشيهء زبده استفاده مىشود ، اين است كه اين حكايت داستان چرخ پيرزن و دست كشيدن از حركت دادن آن است تا اعتقاد خود به وجود صانع محرّك كرات و مدبر جهان را آشكار سازد ؛ و آنچه قوشچى نقل كرده و فاضل جواد ( ره ) نيز از آن پيروى كرده اين روايت است كه عمرو بن عبيد چون منزلتى ميان ايمان و كفر اثبات كرد ، پيرزنى گفت : « هو الذى خلقكم فمنكم كافر و منكم مومن ، خدا شما را آفريد بعضى از شما را كافر و بعضى را مؤمن قرار داد . » بنابراين خدا بندگانش را فقط كافر و مؤمن قرار داده است پس سفيان گفت : عليكم بدين العاجز پايان سخن صاحب قوانين . پوشيده نماند كه صادر شدن اين سخن از سفيان منافاتى با صادر شدن آن از پيامبر ( ص ) ندارد ليكن سخاوى گفته است اين حديث مأخذ و اصالتى ندارد .