الفيض الكاشاني

182

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

سهل گويد : ابدال « 106 » به چهار خصلت ابدال شدند : تهى بودن شكمها ( از طعام ) ، شب زنده‌دارى ، سكوت و كناره‌گيرى از مردم . فايدهء گرسنگى در منوّر ساختن دل امرى است آشكار و تجربه گواه آن است و به زودى شرح خواهيم داد كه چگونه دل بتدريج نورانى مىشود . و اين مطلب در كتاب « كسر الشهوتين » خواهد آمد . امّا شب زنده‌دارى آئينه دل را چون ستاره‌اى درخشان جلا و صفا و نورانيّت مىبخشد و بر صفايى كه گرسنگى حاصل شده مىافزايد در نتيجه جمال ذات حق در آن آشكار مىشود و در آن درجات بلند آخرت و پستى دنيا و بلاهاى آن را مىبيند و بىميلى او به دنيا و روى آوردنش به آخرت كامل مىشود . شب زنده‌دارى نيز نتيجهء گرسنگى است ، زيرا بيدارى با سيرى غير ممكن است و خواب موجب سنگدلى و دلمردگى است مگر به اندازهء لازم باشد . بيدارى در شب ، موجب آشكار شدن اسرار غيب مىشود . پس در صفت ابدال گفته شده است : همانا غذا خوردن آنها بر حسب نياز است و خوابشان بر اثر غالب شدن ( خواب ) است و سخن گفتن آنها به مقدار ضرورت و احتياج است . ابراهيم خواص گويد : به اعتقاد هفتاد صديق پرخوابى از آب نوشيدن بسيار نشأت مىگيرد . امّا سكوت را كناره‌گيرى از مردم آسان مىكند ، ولى شخص منزوى كسى را كه برايش خوردنى و نوشيدنى فراهم مىسازد يا به كارهايش مىپردازد مىبيند و سزاوار است كه جز به مقدار نياز سخن نگويد ، زيرا سخن گفتن دل را مشغول مىكند و حرص دلها به سخن گفتن بسيار است . دل به حرف زدن آسايش مىيابد و تنها انديشيدن و ذكر گفتن را سنگين مىشمارد ، لذا با حرف زدن راحتى مىطلبد ؛ بنابراين سكوت موجب بارور شدن عقل است و دمى را به طرف ورع مىكشاند و تقوا را آشكار مىكند . امّا خلوت فايده‌اش كنار گذاشتن كارها و حفظ چشم و گوش است ، زيرا اين دو عضو دالان قلب است و قلب به منزلهء حوضى است كه از نهرهاى حواس آبهاى تيره در آن مىريزد و هدف رياضت خالى كردن حوض از آن آبها و از گلى

--> ( 106 ) ابدال چنان‌كه گويند گروهى از صالحانند كه دنيا خالى از آنها نيست و چون يكى از آنان بميرد خدا عوض او ديگرى را قرار دهد . المنجد ، چاپ 5 ، ص 27 . - م .