الفيض الكاشاني
179
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
را فراهم آورد اين است كه مانع و حجابى را كه ميان او و حق است بر طرف سازد ، چرا كه علّت دور ماندن مردم از راه حق ، انباشته شدن موانع و قرار گرفتن آنها بر سر راه است . خداوند متعال فرموده : وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا تا آخر آيه . « 104 » مانع ميان مريد و حق چهار چيز است : مال ، مقام ، تقليد و گناه . حجاب مال چنين بر طرف مىشود كه مال را ببخشد و از ملك خويش بيرون كند تا فقط به اندازهء رفع حاجت برايش بماند ، زيرا تا زمانى كه يك درهم برايش باقى است دلش به آن توجّه دارد و شخص به آن گرفتار و از خداى متعال محجوب است و رفع حجاب مقام با دور شدن از محلّ مقام و تواضع و برگزيدن گمنامى و فرار از عوامل يادآورى ( مقام ) و انجام كارهايى كه دلهاى مردم از او متنفّر شود حاصل مىشود ؛ و حجاب تقليد با دست برداشتن از تعصّب نسبت به مذهبها بر طرف مىشود و اين كه معناى اين گفتهء خود : « لا إله الّا الله محمد رسول اللّه » را از روى ايمان تصديق كند و در تحقّق بخشيدن صدق آن با بر طرف ساختن هر معبودى جز خدا عميقانه بينديشد و اگر به اين كار توفيق يابد حقيقت بر او كشف مىشود كه اعتقاد تقليدى او هواپرستى است و بزرگترين معبودش هواى نفس است . پس سزاوار است كه از طريق مجاهده در طلب كشف آن باشد نه از راه مجادله ، و اگر در اعتقادى تعصّب بر او غالب شود و در دل او جايى براى ديگر عقايد نماند اين تعصّب برايش قيد و حجابى خواهد شد ، زيرا از شروط مريد نيست كه هرگز به مذهب معيّنى منتسب شود . مىگويم : اين مطلب بنابر مذاهب اهل تسنّن صحيح است ، چون آنها در اصول نسبت به اشعرى و معتزلى و نظير آنها از صاحبنظران تعصّب مىورزند و در فروع نسبت به ابو حنيفه و شافعى و نظير آنان از هواپرستان تعصّب نشان مىدهند . امّا بنابر مذهب حق ( شيعه ) چنگ زدن به رشتهء محكم اهل بيت ( ع ) كه اساتيد و پناهگاههاى ما هستند ، واجب است ، زيرا شرط هدايت يافتن به احكام دين انتساب به آنان است و تعصّب نسبت به آنها بر يقين رهرو راه ( خدا ) مىافزايد .
--> ( 104 ) يس / 10 : و در پيش روى آنها سدّى قرار داديم و در پشت سرشان سدّى .