الفيض الكاشاني
154
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شيخ نيز اگر به همهء مريدها دستور يك نوع رياضت بدهد نابودشان مىكند و دلهايشان را مىميراند بلكه سزاوار است به نوع بيمارى مريد و سنّ و حال و مزاج او بنگرد كه بنيهاش تحمّل چه رياضت و تمرينى را دارد و تمرين خود را بر آن اساس شروع كند . مىگويم : آنگاه ابو حامد به ذكر جزئيّات راه آموزش شيخ به مريد پرداخته و چون اساس بيشتر آنها بر لزوم پيروى از كسانى است كه جايز الخطا هستند و بدعتهايى مىكنند كه با راه اهل بيت ( ع ) مخالف است چنانكه شرحش خواهد آمد ، ما بحث آن را درهم پيچيديم و علاوهء بر اين كه مطلب با اهميّتى نيست از مطالبى است كه پيش از اين و بعد از اين مكرّر ذكر شده و خواهد شد . نشانههاى بيمارى دل و نشانههاى بازگشت آن به صحّت ( 1 ) بايد دانست هريك از اعضاى بدن براى كار ويژهاى آفريده شده و بيمارى آن عضو آن است كه نتواند آن كار مخصوص را انجام دهد يا كار را ناقص انجام دهد چنانكه بيمارى دست آن است كه گرفتن چيزى برايش غير ممكن باشد و بيمارى چشم آن است كه نتواند ببيند به همين طريق بيمارى دل آن است كه نتواند كار مخصوصى را كه براى آن آفريده شده است انجام دهد و آن ، دانش ، حكمت ، شناخت و دوستى خداى متعال و پرستش اوست ، و نيز لذّت بردن از ياد او و برگزيدن آن بر هر ميلى كه سواى آن است ، و اين كه تمام اعضا و خواستهها به اين امر كمك كنند خداى متعال فرمود : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 65 » پس در هر عضوى فايدهاى است و فايدهء قلب حكمت و معرفت و ويژگى نفس آدمى است كه با آن از حيوانات جدا مىشود ، زيرا انسان با نيروى خوردن و ديدن و آميزش با زنان و ديگر امور از حيوان جدا نمىشود ، بلكه با شناخت اشيا چنانكه هستند و شناخت اصل اشيا و آفرينندهء آنها كه خداى متعال
--> ( 65 ) ذاريات / 56 : من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند ( و از اين راه تكامل يافته به من نزديك شوند )