الفيض الكاشاني

140

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شرح تغيير پذيرى اخلاق از راه تمرين ( 1 ) بايد بدانى كسانى كه بيهودگى بر آنها چيره شده ، جهاد و تمرين و اشتغال به تزكيهء نفس و تهذيب اخلاق بر آنها گران مىآيد و نفسشان اجازه نمىدهد كه آن را بپذيرند . اين گران آمدن به خاطر كوتاهى و نقص و پليدى باطن خود آنهاست ، امّا گمان مىكنند كه اخلاق تغيير پذير نيست و طبيعتها دگرگون نمىشود و بر اين اعتقاد به دو مطلب استدلال مىكنند : يكى اين كه اخلاق همان صورت باطن است چنان كه خلق و آفرينش همان صورت ظاهر است و همانطور كه خلقت ظاهرى تغيير پذير نيست و شخص بلند قامت نمىتواند كوتاه قد شود و بالعكس ، و زشت نمىتواند صورتش را زيبا كند ، اخلاق باطن نيز چنين است . دوّم اين كه گفته‌اند : خوشخويى با ريشه كن ساختن خشم و شهوت ميسّر است و ما با مجاهده‌اى طولانى آن را آزموده‌ايم و شناخته‌ايم كه شهوت و خشم خواستهء مزاج و غريزه است و هرگز در انسان ريشه كن نمىشود . از اين رو سرگرم شدن به قطع ريشهء خشم و شهوت وقت تلف كردن است ، زيرا هدف ، قطع توجه قلب به لذّتهاى دنياست و آن محال است . در پاسخ اين دو استدلال مىگوييم : اگر اخلاق تغييرپذير نباشد سفارشات و اندرزها و تربيتها باطل خواهد بود و پيامبر ( ص ) نمىفرمود : « اخلاقتان را نيكو كنيد . » « 46 » چگونه تغيير اخلاق در مورد انسان انكار مىشود ، در حالى كه تغيير اخلاق حيوان ممكن است ، زيرا حيوان وحشى اهلى مىشود و به انسان انس مىگيرد و سگ در برابر حرص به خوردن شكار به خوددارى و تربيت و اسب از چموشى به فرمانبردارى مىگرايد و تمام اينها تغيير اخلاق است ، و سخنى كه از اين حقيقت پرده برمىدارد اين است كه بگوييم : موجودات دو قسمند : در يك قسم آن آدمى راه ندارد و اساسا در اختيار

--> ( 46 ) حديث را ديلمى در الفردوس از حديث معاذ روايت كرده چنان كه در كنوز الحقايق مناوى باب الياء چنين آمده است « يا معاذ حسّن خلقك للنّاس ، اى معاذ اخلاقت را براى مردم نيك كن » .