الفيض الكاشاني

136

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اخلاق به معناى چهارم است ، يعنى صورتى كه نفس به وسيلهء آن آماده مىشود تا بخشيدن يا نبخشيدن از آن صادر شود . به اين ترتيب اخلاق هيأت نفس و صورت باطنى آن است و چنان‌كه زيبايى صورت ظاهرى هرگز به نيكويى چشمها بدون زيبايى بينى و دهان و صورت كامل نمىشود بلكه بايد تمام اين اعضا زيبا باشد تا زيبايى ظاهر كامل شود ، همچنين در باطن انسان چهار ركن است كه بايد تمام آنها زيبا باشند تا خوشخويى كامل شود . پس هرگاه اين اركان چهارگانه برابر و معتدل شود خوشخويى حاصل آيد و آن اركان عبارتند از : نيروى علم ، نيروى خشم ، نيروى شهوت و نيرويى كه ميان اين سه قوّه تعادل برقرار مىكند . امّا نيروى علم خير و صلاحش در اين است كه به آسانى ميان گفتار دروغ و راست و عقايد حق و باطل و كارهاى زشت و زيبا فرق بگذارد و چون اين نيرو به دست آمد ثمرهء حكمت از آن حاصل مىشود كه سرچشمهء اخلاق نيكوست و همان است كه خدا درباره‌اش فرموده است : وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً . « 41 » امّا نيروى خشم حسنش در اين است كه انقباض و انبساطش به اندازه‌اى محدود شود كه حكمت اقتضا دارد ، همچنين شهوت خير و صلاحش در اين است كه به فرمان حكمت يعنى به فرمان عقل و دين باشد . و امّا نيروى برقرار كننده عدالت ( ميان سه قوّه ) كارش حفظ قوهء خشم و شهوت به فرمان عقل و دين است . بنابراين عقل همانند خير خواهى است كه مشورت مىكند و قوهء عقل همان قدرت است و قدرت فرمان عقل را امضا و اجرا مىكند ، و خشم نيرويى است كه امر در آن نفوذ مىكند . مثل خشم مثل سگ شكارى است كه نياز به تربيت دارد تا حركت و توقّفش بر حسب فرمان ( صاحبش ) باشد نه بر مبناى هيجان نفس . مثل شهوت همانند اسبى است كه شكارچى سوار مىشود تا در پى شكار برود اين اسب گاه تمرين كرده و تربيت شده و گاه چموش است . پس كسى كه اين صفات در او كامل و معتدل شود بطور كلّى خشخوست و در هر كسى كه بعضى از صفات معتدل شود

--> ( 41 ) بقره / 269 : و به هركس دانش داده شده خير فراوانى به او داده شده است .