الفيض الكاشاني
112
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
وسوسه ( شيطان ) با ياد خداى متعال قطع مىشود زيرا پيامبر ( ص ) فرمود : « هر گاه ( بنده ) ياد خدا كند شيطان خاموش مىشود » . « 186 » گروهى گفتهاند : ريشهء وسوسه ( با ذكر خدا ) از بين نمىرود و در دل جريان دارد ولى بىاثر است ، زيرا دل هرگاه پر از ذكر خدا شود از متأثّر شدن با وسوسه مصون مىگردد . مانند كسى كه به كار مهّمى سرگرم است اگر در حال سخن گفتن صدايى به گوشش برسد نمىشنود ، « 187 » گروهى گفتهاند : وسوسه و اثرش از بين نمىرود ولى بر دل نتواند غالب شود و گويى از دور و بگونهاى ضعيف وسوسه مىشود . گروهى گفتهاند : در هنگام ذكر خدا لحظهاى وسوسه از بين مىرود و با وسوسه لحظهاى ياد خدا معدوم مىشود و در زمانهاى نزديك به هم ذكر خدا و وسوسه پياپى مىآيند : و به سبب نزديك بودن وسوسه به ذكر خدا گمان مىرود كه آن دو با هم پياپى مىآيند همانند توپى كه در بعضى از جاهاى آن نقطههايى است و هرگاه با سرعت چرخانده شود نقطهها را به صورت دايره مىبينى ، چون با حركت سريع نقطهها به هم متصّل مىشوند . اين گروه استدلال كردهاند كه سكوت شيطان هنگام ذكر خدا از پيامبر وارد شده ولى ما با وجود ذكر خدا وسوسه را مشاهده مىكنيم و جز به اين صورت كه ذكر شد نمىتوان آن را توجيه كرد ، گروهى گفتهاند : وسوسه و ذكر ( خدا ) همواره و پياپى در دل مىآيد و قطع نمىشود ، و همان طورى كه انسان گاه در يك حالت با چشمش دو چيز را مىبيند دل نيز مجراى دو چيز مىشود پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « هر بندهاى چهار چشم دارد دو چشم در سر كه با آن امور دنيايش را مىبيند و دو
--> ( 186 ) اين حديث جزئى از روايتى است كه در ص 51 گذشت « انّ الشّيطان واضع خطمه على قلب ابن آدم » ( 187 ) دانشمندان روانشناس اثبات كردهاند كه اگر انسان تمام حواسش به شخصى يا نقطهاى متمركز شود حواسّ ظاهرى او از كار مىافتد و در روايات اسلامى نيز تأييد شده است چنان كه براى حضرت على ( ع ) اتفاق افتاد كه به فرمان پيامبر پيكان تير را در حال نماز از بدنش بيرون آوردند و احساس نكرد و براى امام سجّاد ( ع ) نيز اتفاق افتاده است . - م .