الفيض الكاشاني

76

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اعمال شايسته انجام مىدهند : وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى « 37 » و درباره عالمان فرموده است : يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ، بنابراين خداوند مؤمنان اهل بدر را به درجاتى بر ديگران ، و عالمان را به درجاتى بر همه طبقات مردم برترى داده ، در نتيجه افضليت آنان را بر مردم ثابت كرده است . خداوند سبحان در قرآن مجيد پنج منقبت براى عالمان ذكر فرموده است : نخست ايمان : وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ « 38 » دوّم توحيد : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ ، سوّم گريه و اندوه : إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ . . . تا وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ « 39 » چهارم خشوع : إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ « 40 » پنجم ترس : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ، خداوند به پيامبرش با همهء علم و حكمتى كه به او ارزانى داشته است دستور مىدهد كه : وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ، و فرموده است : بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ و نيز فرموده است : وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ . اينها بخشى از فضايلى بود كه خداوند در قرآن كريم براى علم ذكر كرده است . فصل : احاديث نبوى در فضيلت علم از طريق عامّه ( 1 ) غزّالى مىگويد : و امّا اخبارى كه از پيامبر اكرم ( ص ) در فضيلت دانش رسيده از جمله آنها اين كه فرموده است : « چون خداوند بخواهد خيرى را به كسى ارزانى بدارد او را در دين دانا مىگرداند ، و رشد و صلاح او را به دلش مىاندازد » « 41 » ،

--> ( 37 ) طه / 75 : و هر كس مؤمن باشد و با عمل صالح در پيشگاه او حاضر شود درجات عالى براى اوست . ( 38 ) آل عمران / 7 : . . . و راسخان در علم مىگويند ما به آن ايمان آورديم . ( 39 ) اسراء / 109 : . . . آنها به سجده مىافتند و اشك مىريزند . ( 40 ) اسراء / 107 : . . . آنان كه پيش از اين علم و دانش به آنها داده شده است . . . ( 41 ) سنن ابن ماجه به شمارهء 220 و مصابيح ، بغوى ، ج 1 ، ص 20 بخش اوّل حديث را ذكر كرده‌اند . مسند كبير طبرانى ؛ مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 121 ؛ الترغيب ، بزاز ، ج 1 ، ص 92 ؛ بحار ، علامهء مجلسى به نقل از غوالى اللئالى اين حديث را با بخش دوم آن روايت كرده‌اند .