الفيض الكاشاني
38
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خوشحالى كرد همين حكم را دارند ، همچنين به هنگام ديدار برادران و اجتماع آنها در يك محلّ براى صرف طعام يا سخنرانى اظهار فرح و شادى جايز است و به منزله سماع مىباشد . سپس غزّالى از سماع عاشقان كه موجب تحريك شوق و تهييج عشق و تسلّى خاطر است سخن گفته ، و مطالبى را كه در آنها هيچ سودى نيست به تفصيل بيان كرده و صحيح و غير صحيح را درهم آميخته و ميان فقه دروغين با سلوك بدون فقاهت جمع كرده است . از ياوهسراييهاى كتاب الاحياء كه شاهد گويايى بر نادانى مؤلف ويرانگر آن ، مقدار آگاهى او از دين ، اندازه ورع و رأى نادرست اوست گفتارى است كه در صفحه 121 جلد سوّم آن آمده است . مىگويد : به طور خلاصه در لعن اشخاص خطر بزرگى است كه بايد از آن دورى كرد . في المثل اگر از لعن ابليس سكوت كنيم هيچ خطرى متوجّه ما نيست چه رسد به غير او ؛ اگر گفته شود : آيا لعن يزيد كه حسين ( ع ) را كشته يا به قتل او فرمان داده جايز است يا نه ؟ مىگوييم : اين امر اصلا ثابت نشده ، و روا نيست پيش از ثبوت آن بگوييم يزيد او را كشته يا به قتل او فرمان داده است ، چه رسد به اين كه او را لعن كنيم . « 3 » زيرا جايز نيست بدون تحقيق و بررسى گناه كبيرهاى به مسلمانى نسبت داده شود . وى پس از اين احاديثى را در نهى از لعن اموات نقل كرده و گفته است : اگر بگويند : آيا جايز است بگوييم لعنت خدا بر كشنده حسين ( ع ) يا بر كسى كه به قتل او فرمان داده ؟ مىگوييم : درست اين است كه گفته شود : كشنده حسين ( ع ) اگر بىتوبه از دنيا رفته است لعنت خدا بر او باد ؛ زيرا احتمال
--> ( 3 ) حكيم سنايى كه با غزّالى همزمان بوده در ردّ اين سخن گفته است : داستان پسر هند مگر نشنيدى * كه از او و سه كس او به پيامبر چه رسيد پدر او لب و دندان پيامبر بشكست * مادر او جگر عمّ پدر بدريد خود به ناحق حقّ داماد پيامبر بگرفت * پسر او سر فرزند پيامبر ببريد بر چنين قوم تو لعنت نكنى ؟ شرمت باد * لعنة اللّه يزيدا و على آل يزيد - م .