الفيض الكاشاني

24

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ابو حامد غزّالى را در كتاب احياى او كه شيخ اجلّ امينى بدانها اشاره فرمودند ذكر كنيم ، و سپس به بقيّه بيانات ايشان در اين مورد باز گرديم : غزّالى در بخش رياضت نفس كتاب احيا گفته است : برخى از مشايخ در آغاز كار خود از برخاستن در شب براى عبادت احساس كسالت مىكردند ، ناچار خود را ملتزم ساختند كه در تمام طول شب سر را بر زمين نهند و پاها را به هوا بلند كنند تا ايستادن روى پاها براى آنها آسان گردد . مىگويم ( علّامهء امينى ) آيا براى اين عمل طاقت‌فرسا از نظر عقل و طبيعت و ارزش مجوّزى وجود دارد ؟ اين كتاب خداست كه به پيامبر ( ص ) خطاب مىكند : طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى « 2 » . ما حكم اين عمل پوچ و مسخره ، و نيز افسانه‌هاى خرافى ديگرى را كه پس از آن ذكر كرده به عقل سليم و شريعت سهله سمحه و طبع عامّه و مقدّم بر همهء اينها به سنّت الهى كه تبديلى براى آن نيست واگذار مىكنيم . همچنين در همين بخش كتاب گفته است : برخى از اين مشايخ دوستى مال و دارايى را بدين گونه معالجه كردند كه همهء اموال خود را فروختند و بهاى آنها را به دريا ريختند . در بخش ترتيب اوراد گفته است : ابراهيم تيمى به سبب خوابى كه ديد چهار ماه تمام نخورد و نياشاميد و داستان آن را نقل كرده است . و نيز گفته است : كهمس بن منهال در هر ماه نود بار ختم قرآن مىكرد ، و هر كجاى قرآن را نمىفهميد برمىگشت و آن را دوباره مىخواند . و نيز گفته است : كرز بن وبره در مكّه مقيم بود . وى در هر روز هفتاد بار و در هر شب نيز هفتاد بار طواف به جا مىآورد ( هر طواف هفت دور گرد خانه خدا گرديدن است ) با اين حال در هر شبانه روز دو بار ختم قرآن مىكرد . طوافهاى او را حساب كردند بالغ بر ده فرسخ بود . بنابراين چون در هر طواف

--> ( 2 ) طه / 2 : . . . قرآن را بر تو نازل نكرديم تا خويشتن را به رنج افكنى .