ابن المقفع ( مترجم : منشي )

مقدمهء مصحح 8

كليله و دمنه ( فارسي )

« 3 » برزويهء طبيب مروزي در عصر أنوشروان خسرو پسر قباد پادشاه ساساني آن را بپارسي در آورد و ابواب و حكايات چند بر آن افزود كه اغلب آنها از مآخذ ديگر هندي بود ؛ در مبادي دوران فرهنگ اسلامي ابن المقفّع آن را از پارسي به تازى نقل كرد و كتاب كليله و دمنه نام نهاد ؛ از نگارش پارسي برزويه و از ترجمه تازي پسر مقفّع « بهر گونه زبان » ترجمه كرده شد ؛ در عصر سامانيان نخستين سخنگوى بزرگ فارسي ابو عبد اللّه رودكي آن كتاب ابن المقفّع را بنظم فارسي امروزي در آورد « 4 » ؛ پس از وى باز بفارسي ترجمه‌ها كردند « 5 » ؛ تا بعهد بهرام شاه غزنوي أبو المعالي نظام الملك معين الدّين نصر اللّه بن محمّد بن عبد الحميد بن احمد بن عبد الصّمد كه منشي ديوان بود ، و جدّ او عبد الصّمد از شيراز بود ، و خود متولّد شده و نشو و نما يافتهء غزنين بود ، كليله و دمنهء پسر مقفّع را بار ديگر بنثر فارسي ترجمه كرد . و آن اين كتابست كه اكنون بدست خواننده است . اين ترجمه را با ترجمهاى ديگر فرق است : نصر اللّه منشي مقيّد بمتابعت از اصل نبوده است و ترجمه و نگارشي آزاد ساخته و پرداخته است و آن را بهانه و وسيله‌اي كرده است از براى انشاى كتابي بفارسي كه معرّف هنر و قدرت او در نوشتن باشد ، و انصافا نثر فارسي را به ذروهء اعلى رسانيده است و كمال قدرت آن را در بيان مطالب ، و حدّ توانائي خويش را نيز در نويسندگي ، در اين كتاب بمنصّهء ظهور نشانيده . غزنويان ترك نژاد و ترك زبان بودند ، و نميدانيم كه بهرام شاه هم مثل اجداد خود بتركي تكلّم ميكرد يا فارسي زبان شده بود ، و اگر فارسي زبان شده بوده است آيا در

--> ( 3 ) تحقيقات مستشرقين در باب مآخذ اين حكايات و ابواب مفصّل است ، و نتيجهء آن مطالعات را بنده در مقدّمهء مفصّلي كه بر چاپ بقطع بزرگ اين كتاب خواهد نوشت بيان خواهد كرد . همچنين در بارهء برزويه و بزرجمهر و ابن المقفّع هر چه گفتني باشد آنجا گفته خواهد شد . ( 4 ) از كليله و دمنهء رودكي كه در حدود 320 هجري منظوم شده بوده است معدودي ابيات بجا مانده كه در مقدّمهء مفصّل اين جانب پس ازين نقل و مواضع آنها در اين كتاب تعيين خواهد شد . ( 5 ) سند اين خبر همين كتاب نصر اللّه منشي است ( 25 / 5 تا 6 ) ؛ از آن ترجمه‌ها چيزي بدست ما نرسيده است . چند بيتي به بحر رمل يا متقارب در فرهنگها از طيّان و ابو شكور و غير ايشان نقل شده است كه ارتباط با حكايات كليله و دمنه دارد ، و آنها را بنده در مقدّمهء مفصّل خود خواهد آورد .