ابن المقفع ( مترجم : منشي )

49

كليله و دمنه ( فارسي )

چندين اختلاف [ 1 ] راى بر متابعت اين طايفه قرار دهم و قول اجنبي صاحب غرض را باور دارم همچون [ 2 ] آن غافل و نادان باشم كه : [ مردى كه با ياران خود به دزدى رفت ] شبي با ياران خود بدزدي رفت ، خداوند خانه بحسّ حركت ايشان بيدار شد و بشناخت كه بر بام دزدانند ، قوم [ 3 ] را آهسته بيدار كرد و حال معلوم گردانيد ، آنگه فرمود كه : من خود را در خواب سازم و تو چنان كه ايشان آواز تو ميشنوند . با من در سخن گفتن آى و پس از من بپرس بإلحاح هر چه تمامتر كه اين چندين مال از كجا بدست آوردي . زن فرمان برداري نمود و بر آن ترتيب پرسيدن گرفت . مرد گفت : از اين سؤال در گذر كه اگر راستي حال با تو بگويم كسي بشنود و مردمان را پديد آيد . زن مراجعت [ 4 ] كرد و الحاح در ميان آورد . مرد گفت : اين مال من از دزدي جمع شده است كه در آن كار استاد بودم ، و افسوني دانستم كه شبهاى مقمر [ 5 ] پيش ديوارهاى توانگران بيستادمي و هفت بار بگفتمي كه شولم شولم ، و دست در روشنائي مهتاب زدمي و بيك حركت به بام رسيدمي ، و بر سر روزني بيستادمي [ و هفت بار ديگر بگفتمي شولم و از ماهتاب به خانه در شدمي ] و هفت بار ديگر بگفتمي شولم . همهء نقود خانه پيش چشم من ظاهر گشتي ، به قدر طاقت بر داشتمي و هفت بار ديگر بگفتمي شولم و بر مهتاب از روزن خانه بر آمدمي . ببركت اين افسون نه كسي مرا بتوانستي ديد و نه در من بدگماني صورت بستي . بتدريج اين نعمت كه ميبيني بدست آمد . امّا زينهار [ 6 ] تا اين لفظ كسي را نياموزي كه از ن خللها زايد . دزدان بشنودند و از آموختن آن افسون شاديها نمودند ، و ساعتي توقّف كردند ، چون ظنّ افتاد كه اهل خانه در خواب شدند مقدّم دزدان هفت بار بگفت شولم ، و پاى در روزن كرد . همان بود و سرنگون فرو افتاد . خداوند خانه چوب دستي برداشت و شانهاش بكوفت و گفت : همه عمر برو بازو زدم و مال بدست آورد

--> [ 1 ] . ( 1 ) اختلاف رفت و آمد ، و آمد و شد . ص 30 س 19 نيز ديده شود . [ 2 ] . ( 2 ) همچون در نسخهء اساس : همچنان . [ 3 ] . ( 4 ) قوم زوجه و همسر ، و در اين كتاب و ساير كتب قديم بدين معني مكرّر استعمال شده است . [ 4 ] . ( 8 ) مراجعت اينجا بمعني دوباره گفتن و تكرار سؤال خود كردن . « مراجعة باز گردانيدن سخن را » ( صراح ) . [ 5 ] . ( 10 ) مقمر كه قمر در آن ميتابد و آن را روشن مىكند ؛ ماهتابي ؛ روشن بماهتاب . [ 6 ] . ( 15 ) زينهار رجوع شود به ص 45 ح برس 10 .