ابن المقفع ( مترجم : منشي )
31
كليله و دمنه ( فارسي )
شاگردي بهر جاى ميرفت ، و اگر چه از هر علم بهره داشت نادانوار در آن خوضي ميپيوست ، و از هر جنس فرصت ميجست ، و دوستان و رفيقان ميگرفت ، و هر يك را بأنواع آزمايش امتحان ميكرد . اختيار او بر يكي از ايشان افتاد كه بهنر و و خرد مستثنى بود ، و دوستي و برادري را با او بغايت لطف و نهايت يگانگي رسانيد تا بمدّت اندازهء راى و رويّت [ 1 ] و دوستي و شفقت او خود را معلوم گردانيد ، و بحقيقت بشناخت كه اگر كليد اين راز بدست وى دهد و قفل اين سرّ پيش وى بگشايد در آن جانب كرم و مروّت و حقّ صحبت و ممالحت را برعايت رساند . چون يكچندي برين گذشت و قواعد مصادقت ميان ايشان هر چه مستحكمتر شد و اهليّت او اين امانت و محرميّت او اين سرّ را محقّق گشت در إكرام او بيفزود و مبرّتهاى فراوان واجب ديد . پس يك روز گفت : اى بذاذر [ 2 ] ، من غرض خويش تا اين غايت بر تو پوشيده داشتم ، و عاقل را اشارتي كفايت باشد . هندو جواب داد كه : همچنين است ، و تو اگر چه مراد خويش مستور ميداشتي من آثار آن ميديدم ، لكن هواى تو باظهار آن رخصت نداد . و اكنون كه تو اين مباثّت [ 3 ] پيوستي اگر باز گويم از عيب دور باشد . و چون آفتاب روشن است كه تو آمدهاي تا نفايس ذخاير از ولايت ما ببري ، و پادشاه شهر خويش را بگنجهاى حكمت مستظهر گرداني ، و بناى آن بر مكر و خديعت نهادهاي . امّا من در صبر و مواظبت تو خيره مانده بودم ، و انتظار ميكردم تا مگر در اثناى سخن از تو كلمهاي زايد كه باظهار مقصود ماند ، البتّه
--> [ 1 ] . ( 4 ) رويّت در بارهء كاري و كسي نظري كردن و انديشهاي داشتن ، تفكّر . [ 2 ] . ( 10 ) بذاذر در نسخهء اساس ما و گاهي در كتب ديگري كه در قرون پنجم و ششم نوشتهاند برادر را گاهي چنين نوشتهاند ، و اين البتّه حكايت از لهجهء خاصّي مىكند و من نميدانم آن خصوصيّت نصر اللّه منشي بوده است يا از آن كاتب - در تعليقات در اين باب بيشتر بحث خواهد شد . [ 3 ] . ( 13 ) مباثّت ( از مادّهء بثّ ) سرّ خويش را نزد كسي فاش كردن و بر باطن كار خود كسي را آگاه ساختن ، اندوه گساري كردن و از كسي غمخواري و اندوه گساري طلبيدن . در نسخهء اساس درست روشن نيست كه مباثّت است يا مثابت ، امّا نافذ پاشا و بايسنغري و 1 ( قبل از تغيير ) مباثّت دارند ، چند نسخهء معتبر ديگر مثابت دارند ، در بعضي نسخ تبديل به مباسطت يا مفاوضت شده است . صحيح همانست كه در متن آوردهايم .