ابن المقفع ( مترجم : منشي )

24

كليله و دمنه ( فارسي )

و آن پادشاه رضوان اللّه عليه [ 1 ] از ملوك آل سامان بمزيد بسطت [ 2 ] مخصوص بود و در نوبت او كرمان و گرگان و طبرستان تا حدود رى و سپاهان در خطّهء ملك سامانيان افزود و سي سال مدّت يافت و انواع تمتّع و برخوردارى بدان پيوست . و اگر شمّتي از احوال او إدراج [ 3 ] كرده شود دراز گردد . و اين كتاب را نيك عزيز شمردي و بر مطالعت آن مواظبت نمود . و دابشليم راى هند كه اين جمع بفرمان او كرده‌اند ، و بيد پاي برهمن كه مصنّف اصل است [ از جملهء ] او بوده است ، سمت پادشاهي داشته است و بدين كتاب كمال خرد و حصافت [ 4 ] [ او ] ميتوان شناخت و آن جادويها كه بيدپاى برهمن كرده است در فراهم آوردن اين مجموع و تلفيقات نغز عجيب و وضعهاى نادر غريب كه او را اتّفاق افتاده‌ست از آن ظاهر تر است كه هيچ تكلّف را در تركيب آن مجال وضعي تواند بود [ 5 ] . چه هر كه از خرد بهره‌اي دارد فضيلت آن بر وى پوشيده نگردد و آنكه از جمال عقل محجوبست خود بنزديك اهل بصيرت معذور باشد . نور موسى چگونه بيند كور ؟ ! * نطق عيسى چگونه داند كر ؟ ! و اگر در تقرير محاسن اين كتاب مجلّدات پرداخته شود هنوز حقّ آن بواجبي گزارده نيايد ، لكن ابرام از همه حدّ بگذشت و از آن موضع كه بذكر نوشروان رسيده آمده‌ست تا اينجا سراسر حشو [ 6 ] است و با سياقت كتاب البتّه مناسبتي ندارد ؛ امّا غرض آن بود

--> [ 1 ] . ( 1 ) رضوان اللّه عليه خشنودي خدا بر وى باد ؛ خدا از وى خشنود باد . [ 2 ] . ( 1 ) بسطت گستردگي و فراخي و وسعت مملكت . 12 / 10 و 14 / 4 و 19 / 20 نيز ديده شود . [ 3 ] . ( 3 ) إدراج درون كتاب گنجاندن ، درج كردن ، درج . [ 4 ] . ( 6 ) حصافت رجوع شود به ص 18 ح برس 12 . [ 5 ] . ( 9 ) « هيچ تكلّف را . . . تواند بود » - معني حمله خوب روشن نيست . اگر فرض شود كه ابو المعالي « وضع » را در معني نقص و حطّ به كار برده باشد ، يعني كم كردن و فرود آوردن ، ميتوان گفت كه « در تركيب آن ( يعني آراستن آن ) مجالي براي فروگذار كردن از هيچ تكلّف نيست » مراد بوده است . اگر لفظ « تزكيت » كه بجاي تركيب در بعضي نسخ ديده مىشود صواب باشد محتمل است مراد اين باشد كه « هيچ تكلّف در تمجيد و تحسين كتاب لزومي ندارد » . بهر حالت معناى جمله مبهم و مشكوك به نظر ميرسد . [ 6 ] . ( 15 ) حشو آگنه ، يعني آنچه بدان چيزى را ( مثلا لحاف را ) پر كنند ؛ و در نوشته و كتاب : مطالب خارج از موضوع بحث كه در طىّ كلام درج كنند و بياگنند تا كلام را طولاني كند .