ابن المقفع ( مترجم : منشي )
345
كليله و دمنه ( فارسي )
در جمله خواست كه آن را بياموزد ، يكچندي كوشيد و بر أثر كبگ پوئيد ، آن را نياموخت و رفتار خويش فراموش كرد چنان كه به هيچ تأويل بدان رجوع ممكن نگشت . و اين مثل بدان آوردم تا بداني كه سعى باطل و رنجي ضايع پيش گرفتهاي و زبان اسلاف ميبگذاري و زبان عبري نتواني آموخت . و گفتهاند كه : جاهلتر خلايق اوست كه خويشتن در كاري اندازد كه ملايم پيشه و موافق نسب او نباشد . و اين باب بحزم و احتياط ملوك متعلّق است . و هر والي كه او را بضبط ممالك و ترفيه رعايا و تربيت دوستان و قمع خصمان ميلي باشد در اين معاني تحفّظ و تيقّظ لازم شمرد ، و نگذارد كه نااهل بد گوهر خويشتن را در وزان [ 1 ] احرار آرد و با كساني كه كفاءت [ 2 ] ايشان ندارد خود را هم تگ [ 3 ] و هم عنان سازد ، چه اصطناع بندگان و نگاه داشت مراتب در كارهاى ملك و قوانين سياست اصلي معتبر است ، و ميان پادشاهي و دهقاني برعايت ناموس فرق توان كرد ، و اگر تفاوت منزلتها از ميان بر خيزد و اراذل مردمان در موازنهء اوساط آيند ، و اوساط در مقابلهء اكابر ، حشمت ملك و هيبت جهان داري بجانبي ماند و ، خلل و اضطراب آن بسيار باشد و ، غايلت [ 4 ] و تبعت آن فراوان . و مآثر [ 5 ] ملوك و اعيان روزگار بر بسته گردانيدن اين طريق مقصور بودهست
--> [ 1 ] . ( 8 ) وزان همسنگي و موازنه ؛ ميگويد خود را با آزادگان قياس كند و با ايشان هم وزن و هم سنگ بشمارد . در سه سطر بعد موازنه گفته است . [ 2 ] . كفاءت همسري و هم مرتبگي . نيز رجوع شود به 72 / 17 ح . [ 3 ] . ( 9 ) هم تگ در دويدن هم راه و هم قدم با ديگري . تگ و تمام مشتقّات آن در فرس جديد به گاف بوده است و در پهلوي هم ( رجوع شود به اساس اشتقاق فرس جديد تأليف هرن ، شمارهء 391 ) . در شعري از نظامي ( از خسرو شيرين ، گنجينهء گنجوي در لفظ بدرگ ) تگ با كلمه رگ قافيه شده است : كه با شبديز كس هم تگ نباشد * جز اين گلگون اگر بدرگ نباشد و شمس قيس ( المعجم چاپ قزويني 201 و چاپ مدرّس رضوي ( خاور ) 173 ) تصريح كرده است كه در قوافي كافي ميان كاف و اصلي و كاف اعجمي جمع نشايد كرد ، چنان كه گويد فلك و سمك و آنگه گويد رگ و تگ . در فرهنگ رشيدي و بعضي ديگر از فرهنگها نيز تگ ضبط و قيد شده است . بدين سبب در تنقيح كتب قدما تگ و تگاور و تگاپو و تگ و پو امثال اينها را به گاف ضبط ميكنيم . نيز 103 / 16 و 197 / 15 و حديقه ص 450 ديده شود . [ 4 ] . ( 13 ) غايلت بلاى هلاك كننده - رجوع شود به 110 / 3 ح و 133 / 15 ح . [ 5 ] . ( 13 ) مآثر كارهاى بزرگ و ناماور - 9 / 10 ح و 235 / 4 ح و غيره ديده شود .