ابن المقفع ( مترجم : منشي )

341

كليله و دمنه ( فارسي )

عبادت مواظبت به شرط ، نهمت بر احياى رسوم حكما مصروف داشت و روزگار بر امضاى خيرات مقصور ، و از دوستي دنيا و كسب حرام معصوم و از وصمت ريا و غيبت و نفاق مسلّم متهجّد يخفي الصّلاة و قد أبى * إخفاءها أثر السّجود البادي [ 1 ] روزي مسافري بزاويهء او مهمان افتاد . زاهد تازگي وافر واجب داشت و بإهتزاز و استبشار پيش او باز رفت . چون پاى افزار بگشاد [ 2 ] پرسيد كه : از كجا ميآئي و مقصد كدام جانب است ؟ مهمان جواب داد كه : بر حال عاشقان و صادقان [ 3 ] بمساع ظاهر بي عيان باطن وقوف نتواني يافت . و هر كه بي دل وار قدم در راه عشق نهاد و مقصد او رضاى دوست باشد لا شك سرگردان در باديهء فراق ميپويد و مقامات متفاوت پس پشت مىكند تا نظر بر قبلهء دل افگند ، و چندانكه اين سعادت يافت جان از براى قربان در ميان نهد ، و اگر از جان عزيزتر جاناني دارد هم فدا كند . يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ . [ 4 ] در جمله قصّهء من دراز است و سفر مرا بدايت و نهايت ني تقاذف بي بلاد عن بلاد * كأنّي بينها عير شرود [ 5 ] چون از اين مفاوضت بپرداختند زاهد بفرمود تا قدري خرما آوردند و هر دو از آن به كار ميبردند . مهمان گفت : لذيذ ميوه‌اي است ، و اگر در ولايت ما يافته شدي نيكو بودي ، هر چند ثقلي دارد و نفس آدمي را موافق نيست . و در آن بلاد انواع فواكه و الوان ثمار كه هر يك را لذّتي تمام و حلاوتي بكمال است به حمد اللّه يافته مىشود و رجحان آن بر خرما

--> [ 1 ] . ( 4 ) متهجّد يخفي . . . شب زنده داري ( همه شب بيدار و نماز گزارنده‌اي ) كه پنهان مىكند نماز را ، و براستي كه سر باز مىزند از پنهان داشتن آن نشان سجود ( كه بر پيشاني او ) آشكار ( است ) . [ 2 ] . ( 6 ) پاى افزار بگشاد لباس و اسباب سفر از خود دور كرد ؛ نيز 75 / 3 ح ديده شود . [ 3 ] . ( 7 ) در اساس لفظ « صادقان و » يك بار هم قبل از عاشقان نوشته شده . [ 4 ] . ( 11 ) يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى . . . اى پسر من ، براستي كه من در خواب ديدم كه ترا گلو ميبريدم ( سورهء صافّات آيهء 102 ) . اين سخنان مهمان اقوال صوفيانه و از الحاقات نصر اللّه منشي است . [ 5 ] . ( 13 ) تقاذف بي . . . مياندازد مرا شهرها ( از شهري بشهري افگنده ميشوم ) چنان كه گوئي من در ميان آنها گور خري رمنده‌ام ؛ در ديوان : جمل شرود شتري رمنده‌ام .