ابن المقفع ( مترجم : منشي )
12
كليله و دمنه ( فارسي )
نهاده بودند بيكبار محو كرد تا خلايق روى زمين آسوده و مرفّه پشت به ديوار أمن و فراغت آوردند ، و دوست و دشمن بعلوّ همّت و كمال سياست آن خسرو دين دار ، ردّاه اللّه رداء غفرانه [ 1 ] ، اعتراف نمودند ، و مثالهاى او در ممالك بر إطلاق نفاذ يافت ، و جبّاران روزگار در امان حريم او پناه طلبيدند و شرف و سعادت خويش در طاعت و متابعت او شناختند ، و تمامي ممالك غزنين و زابلستان و نيمروز و خراسان و خوارزم و چغانيان و گرگان و طبرستان و قومس و دامغان و رى و اصفاهان و بلاد هند و سند و مولتان [ 2 ] در ضبط فرمانبرداري آن شاهانشاه محتشم تغمّده اللّه برحمته [ 3 ] آمد چنان كه گاه گاه بر لفظ مبارك راندي كه : يك حدّ ملك ما سپاهانست و ديگر ترمذ و سه ديگر خوارزم و چهارم گذارهء آب گنگ : و هر كه كتاب ممالك و مسالك خوانده است و طول و عرض اين ديار بشناخته بر وى پوشيده نماند كه بسطت ملك وى تا چه حدّ بوده است ؛ و آنگاه همّت ملكانه بر إعلاى كلمهء حقّ مقصور گردانيده و ذات بي همال [ 4 ] خويش را بر نصرت دين اسلام و مراعات مصالح خلق وقف كرده و از در كابل تا كنارهء آب قنّوج و حدود كالنجر و بانوسى ، و از جانب مولتان تا نهر واله و منصوره و سومنات و سرنديب و سواحل درياي محيط و حوالي مصر ، و از جانب قصدار تمامي نواحي يمن و سبپوره و سند و سيوستان و مله عمر و يوذيه و اطراف كرمان و سواحل تيز و مكران ، در تكسير [ 5 ] دو هزار [ 6 ]
--> [ 1 ] . ( 3 ) ردّاه اللّه . . . خدا او را رداى ( لباس ) آمرزش و بخشايش خويش بپوشاناد . [ 2 ] . ( 6 ) در باب اين اسامي جغرافيائي در تعليقات آخر كتاب توضيحات داده خواهد شد . [ 3 ] . ( 7 ) تغمّده اللّه . . . خدا او را در رحمت خويش بپوشاناد و غرق كناد . [ 4 ] . ( 11 ) بي همال بي همتا و بي نظير و بي شريك و انباز . [ 5 ] . ( 15 ) در تكسير يعني از حيث مساحت ، و بمساحت ، چه تكسير بمعني مساحت كردن است يعني اندازهء سطحي را بوسيلهء ضرب كردن عرض و طول آن در يكديگر بدست آوردن ، و در كتب جغرافياى عربي مثل كتاب ادريسي و كتاب ياقوت رومي براى بيان مساحت اراضي بسيار به كار رفته است ؛ و علم تكسير بمعني علم هندسه ، و مكسّر بمعني مهندس استعمال شده است ( رجوع شود به ذيل قواميس عرب از دزي و كشّاف اصطلاحات الفنون ، هر دو در مادّهء كسر ) . [ 6 ] . ( 12 ) - ( 15 ) در باب اسامي امكنه در تعليقات آخر كتاب توضيح داده خواهد شد ، مجملا اينجا گفته مىشود : بانوسي معلوم نشد كجاست ، به سر نديب لشكريان محمود هرگز نرسيدند ، از مصر و يمن آن دو مملكت كه مشهور است مراد نيست و اين دو اسم بايد محرّف دو كلمهء ديگر باشد ، مله عمر را نيافتم ، و سبپوره و يوذيه را بدين صورت بحدس ضبط كردم .