ابن المقفع ( مترجم : منشي )
295
كليله و دمنه ( فارسي )
حوالي سخط و كراهيت راه ندهند ، و فرصت مجازات را فرضي متعيّن شمرند [ 1 ] ، و امضاى عزيمت را در تدارك زلّت [ 2 ] جانيان و تلافي سهو مفسدان فخر بزرگ و ذخر [ 3 ] نافع ؛ و اگر كسي بخلاف اين چشم دارد زرد روى شود كه فلك در اين هوس ديده سپيد كرد و در اين تگاپوى پشت گوژ ، و بدين مراد نتوانست رسيد طلبت وفاء الغانيات و إنّما * تكلّفت إيراء بمقدحة صلد [ 4 ] و مثل كينه در سينه مادام كه مهيّجي نباشد چون انگشت [ 5 ] افروختهء بي هيزم است ، اگر چه حالي [ 6 ] اثري ظاهر نگرداند چندانكه بهانهاي يافت و علّتي ديد بر آن مثال كه آتش در خف [ 7 ] افتد فروغ خشم بالا گيرد و جهاني را بسوزد و دود آن بسيار دماغهاى تر را خشك گرداند ، و هرگز آن آتش را مال و سخن جاني و لطف مجرم و چاپلوسي و تضرّع گناهكار و اخلاص و مناصحت خدمتگار تسكين ندهد ، و تا نفس آن متّهم باقي است فورت [ 8 ] خشم كم نشود ، چنان كه تا هيزم بر جاى است آتش نميرد . و با اين همه اگر كسي از گناه كاران را امكان تواند بود كه در مراعات جوانب لطفي بجاى آرد و در طلب رضا و تحرّي فراغ دوستان سعى پيوندد و در كسب [ 9 ] منافع و دفع مضارّ معونتي و مظاهرتي واجب دارد ممكن است كه آن وحشت برخيزد ، و هم عقيدت مستزيد [ 10 ] را صفوتي حاصل آيد و هم
--> [ 1 ] . ( 1 ) ندهند . . . شمرند در و و 1 : ندهد . . . شمرد ( يا : شمارد ) . [ 2 ] . ( 2 ) زلّت در اساس و يكي دو نسخهء ديگر نيست ؛ در بعضي از نسخ : كار . [ 3 ] . ( 2 ) ذخر ذخيره نهادن ، پس انداز كردن ؛ و ذخيره و پس انداز ( مصدر به معناى اسم ) . [ 4 ] . ( 5 ) طلبت وفاء . . . جستم وفاداري از زنان سرود گوى ( يا بي نياز به آرايش ) ، و همانا كه رنج كشيدم و بر خود گرفتم آتش افروختن به آتش زنهاي سخت ( كه آتش از آن بيرون نيايد ) . [ 5 ] . ( 6 ) أنگشت زغال چوب . [ 6 ] . ( 7 ) حالي حالا و بنقد و در اين دم ؛ 263 / 15 ح و 271 / 13 ديده شود . [ 7 ] . ( 8 ) خف سوخته ، قو ، آتش گيرانه . در فرهنگ لغات فرس أسدي آمده است كه خف رگوى ( يعني پارچهء ) سوخته بود ، عنصري گويد : كزو بتكده گشت هامون چو كف * به آتش همه سوخته همچو خف [ 8 ] . ( 10 ) فورت 123 / 12 ح و 141 / 12 ديده شود . [ 9 ] . ( 13 ) پيوندد و در كسب در اساس و و 3 بدون واو است . [ 10 ] . ( 14 ) مستزيد 80 / 9 ح و 157 / 3 و 282 / 12 ح و نيز 296 / 3 « استزادت » ديده شود .