ابن المقفع ( مترجم : منشي )
198
كليله و دمنه ( فارسي )
و كريم زندگاني دراز براى تخليد ذكر و محاسن آثار را خواهد . و اگر ناكاميي در اين حيّز [ 1 ] افتد و عاري بر وى خواهد رسيد كوتاهي عمر را بر آن ترجيح نهد ، و تنگي گور را پناه منيع شمرد . و صواب نميبينم ملك را اظهار عجز ، كه آن مقدّمهء هلاك و داعي ضياع ملك و نفس است ، و هر كه تن بدان در داد درهاى خير بر وى بسته گردد و در طريق حيلت او سدّهاى قوي پيدا آيد إذا كنت ترضى أن تعيش بذلّة * فلا تستعدّنّ الحسام اليمانيا و لا تستطيلنّ الرّماح لغارة * و لا تستجيدنّ العتاق المذاكيا [ 2 ] و باقي اين فصول را خلوتي بايد تا بر راى ملك گذرانيده شود ، كه سرمايهء ظفر و نصرت و عمدهء [ 3 ] اقبال و سعادت حزم است ، و أوّل الحزم المشورة [ 4 ] . و بدين استشارت كه ملك فرمود و خدمتگاران را در اين مهمّ محرم داشت دليل حزم و ثبات و برهان خرد و وقار او هر چه ظاهرتر گشت هر كجا حزم تو فرود آيد * بر كشد امن حصنهاى حصين و پوشيده نماند كه مشاورت بر انداختن [ 5 ] رايهاست ، و راى راست بتكرار نظر و تحصين [ 6 ] سرّ حاصل آيد . و فاش گردانيدن اسرار از جهت پادشاهان ممكن باشد [ 7 ] ، يا از مشاوران ، و رسولان ، يا كساني كه دنبال خيانت دارند و گرد استراق سمع بر آيند و آنچه به گوش ايشان
--> [ 1 ] . ( 2 ) حيّز ( از ح وز ) كناره و كرانه و ناحيه و مكان . اين حيّز اين منزل . [ 2 ] . ( 6 ) إذا كنت . . . اگر خشنود بودي باينكه زندگاني كني در خفّت و خواري پس آماده مكن تيغ برّان يماني را و طلب مكن نيزهء دراز از براى غارت و مگزين اسپان گوهري تمام سال ( شش ساله ) را . [ 3 ] . ( 9 ) عمده آنچه بر آن اعتماد كنند . [ 4 ] . ( 9 ) أوّل . . . آغاز استوار كاري مشورت كردن است . [ 5 ] . ( 13 ) بر انداختن از عبارت بر ميآيد كه بمعني مطرح كردن و سنجيدن آراء و مداقّهء در آنهاست . [ 6 ] . ( 13 ) تحصين نگهداري و مصون داشتن ، و در اين مورد محفوظ داشتن سرّ از ديگران . اصل معني ساختن حصن ، يعني گرداگرد شهر و قلعه و موضعي ديوار بر آوردن است و آن را استوار كردن . [ 7 ] . ( 14 ) ممكن باشد در اساس : ممكن نباشد ؛ و همچنين است در هفت نسخهء ديگر . قرائت صحيح فقط در 3 و و نافذ يافت شد . در اين موضع جزء اوراقيست كه بخطّ جديدتر براى اتمام نسخه نوشتهاند . ميگويد سرّ را پنج كس ممكنست فاش كنند : خود شاه ، مشاوران ، رسولان ، كساني كه استراق سمع ميكنند ، كساني كه عمل را ميبينند و از نتيجه حكم ميكنند كه تدبير چه بوده است و ازين پس چه پيش خواهد آمد .