ابن المقفع ( مترجم : منشي )

190

كليله و دمنه ( فارسي )

لياليهم مثل أيّامهم * ضياء و أنسا و ما من أرق و أيّامهم كلياليهم * سكونا و روحا و ما من غسق [ 1 ] اينست داستان موافقت دوستان و مثل مرافقت بذاذران و مظاهرت ايشان در سرّا [ 2 ] و ضرّا [ 3 ] و شدّت و رخا [ 4 ] و فرط ايستادگي كه هر يك در حوادث ايّام و نوايب زمانه بجاى آوردند . تا ببركات يك دلي و مخالصت ، و ميامن هم پشتي و معاونت ، از چندين ورطهء هايل خلاص يافتند ، و عقبات [ 5 ] آفات پس پشت كردند [ 6 ] . و خردمند بايد كه در اين حكايات بنور عقل تأمّلي كند ، كه دوستي جانوران ضعيف را ، چون دلها صافي ميگردانند و در دفع مهمّات دست در دست مينهند ، چندين ثمرات هنيّ و نتايج مرضيّ مىباشد ، اگر طايفهء عقلا از اين نوع مصادقتي بنا نهند و آن را بر اين ملاطفت بپايان رسانند فوايد آن همهء جوانب را چگونه شامل گردد ، و منافع و عوارف [ 7 ] آن بر صفحات حال هر يك بر چه جمله ظاهر شود . ايزد تعالى كافّهء مؤمنان را سعادت توفيق كرامت كناد ، و درهاى علم و حكمت بريشان گشاده گرداناد بمنّه و طوله و قوّته و حوله .

--> [ 1 ] . ( 1 ) لياليهم . . . شبهاى ايشان چون روزهاشان ، در روشنائي و أنس ، نه در بيداري ؛ و روزهاى ايشان مانند شبهاشان ، در آرامش و آسايش ، نه در تيرگي . [ 2 ] . ( 3 ) سرّا ( از س ر ر ) نرمي . آنچه شادمان كند ، شادي . [ 3 ] . ( 3 ) ضرّا ( از ض ر ر ) سختي ، دشواري ، كار زيان رساننده . [ 4 ] . ( 4 ) رخا ( از ر خ و ) سستي ، فراخي و آساني . ايستادگي كه هر يك در نسخهء اساس بدون « كه » . [ 5 ] . ( 6 ) عقبات ( جمع عقبة ) راهي دشوار در كوه كه بر رفتن بر آن سخت باشد ، گردنه . [ 6 ] . ( 6 ) پس پشت كردن ( چيزي را ) از آن گذشتن و آن را عقب سر گذاشتن ، در حالي كه براى اين كار رنج و زحمتي تحمّل كرده باشند . راه دور پس پشت كنم . 163 / 1 ، ديده شود . [ 7 ] . ( 10 ) عوارف ( جمع عارفة ) نكوئي و صفت نيك و عمل نيكو ؛ محبّت و احسان و انعام نسبت بكسي ؛ منفعت و فايده و سودي كه بكسي عايد شود از ديگري يا از كاري . و اينجا معناى اخير مراد است .