ابن المقفع ( مترجم : منشي )
156
كليله و دمنه ( فارسي )
نعمتهاى او يكي نگزارده باشم ، و در أحكام نيك بندگي [ 1 ] خود را مقصّر شناسم . و من خود آن منزلت و محلّ كى دارم كه خود را در معرض شكر آرم و ذكر عذر بر زبان رانم ؟ بنده آن را چگونه گويد شكر * مهر و مه را چه گفت خاكستر ؟ و موجب تحرّز از اين شهادت كمال بدگماني و حزم ملك است ، و اكنون كه بدين درجت رسيد مصلحت ملك را فرو نگذارم و آنچه فرمان باشد بجاى آرم . وانگاه محاورت كليله و دمنه چنان كه شنوده بود پيش شير بگفت ، و آن گواهي در مجمع وحوش بداد . چون اين سخن در افواه افتاد آن دد ديگر كه در حبس مفاوضت ايشان شنوده بود كس [ 2 ] فرستاد كه : من هم گواهي دارم . شير مثال داد تا حاضر آمد و آنچه در حبس ميان كليله و دمنه رفته بود بر وجه شهادت باز گفت . ازو پرسيدند كه : همان روز چرا نگفتي ؟ گفت : بيك گواه حكم ثابت نشدي . من بي منفعتي تعذيب حيوان روا ندارم . بدين دو شهادت حكم سياست بر دمنه متوجّه گشت . شير بفرمود تا او را ببستند و به احتياط باز داشت ، و طعمهء او باز گرفت ، و ابواب تشديد و تعنيف [ 3 ] تقديم نمودند تا از گرسنگي و تشنگي بمرد . و عاقبت مكر و فرجام بغى چنين باشد . و اللّه يعصمنا و جميع المسلمين من الخطإ و الزّلل بمنّه و رحمته و حوله و قوّته [ 4 ]
--> [ 1 ] . ( 1 ) نيك بندگي خوب به شرط بندگي عمل كردن ، بندهء نيك بودن . سابقا ( 36 / 15 ) نيز به كار رفته بود . [ 2 ] . ( 7 ) شنوده بود كس در نسخهء اساس : شنوده كس . [ 3 ] . ( 12 ) تشديد و تعنيف سخت گرفتن و درشتي كردن ؛ سختگيري و درشتي . [ 4 ] . ( 14 ) و اللّه . . . خداوند ما و جميع مسلمانان را از خطا و لغزش نگاه داراد ببخشش و بخشايش خويش و توانائي و نيروى خويش .