الفيض الكاشاني

96

ترجمة الحقائق ( فارسى )

روح را از براى ايشان بيان كنند در فتنه و بلا مىافتند ، خداوندگار عالم در قرآن كريم « 1 » فرموده‌اند : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » « 2 » يعنى سؤال مىكنند از تو كيفيّت روح را ، بگو - اى محمّد - كه روح از چيزهاى پنهانى « 3 » پروردگار من است و از محض قدرت آفريده شده و به شما نرسيده است مگر كمى از علم « 4 » ، يا راه نبرده است به علم مگر كمى از شما . و بعضى از اسرار آن است كه في نفسهِ فهميده مىشود و عقل از فهميدن آن « 5 » عاجز نيست امّا ذكر آن ضرر به بسيار كسى از شنوندگان مىرساند [ m . b 23 ] و سرّ مسألهء قضا و قدر از اين قبيل است و از اين راه است كه منع از اظهار آن شده . و دور نيست كه ذكر حقيقت بعضى چيزها به بعضى از مردم ضرر رساند مثل ضررى كه نور آفتاب به چشم مرغ شب پر و ضررى كه بوى گُل به دِماغ جعل مىرساند . و بعضى از اسرار آن است كه اگر صريح گفته شود فهميده خواهد شد و ضررى ندارد امّا بيان آن در لباس استعاره و رمز مىشود تا وقع آن در دل شنونده « 6 » بيشتر باشد و مصلحتى در ضمن عظمت وقع او در دل نيز باشد ، چنانچه اگر كسى بگويد : ديدم فلانى را كه گوهر قيمتى را در گردن خوك مىآويخت ! و اين سخن كنايه است از آنكه علم و حكمت را تعليم به « 7 » نا اهلش مىكند و گاه باشد ظاهر اين سخن در ذهن شنونده جايى « 8 » گيرد امّا كسى كه دانا باشد و ملاحظه كند و بداند كه آن مرد گوهر قيمتى ندارد و در جايى است كه خوكى با او نيست به سرّ و باطنِ اين كلام متفطّن مىشود . و در اين

--> ( 1 ) . كريم / a مجيد . ( 2 ) . إسراء : 85 . ( 3 ) . پنهانى / s نهانى . ( 4 ) . مگر كمى از علم / a از علم مگر كمى . ( 5 ) . a s - آن . و بالاى آن در m « او » آمده است . ( 6 ) . شنونده / a شنوندگان . ( 7 ) . s - به . ( 8 ) . جايى / s a جاى .