الفيض الكاشاني

75

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و هر چيزى را كه « 1 » به چيزى سنجيد و « 2 » قياس كرد « 3 » غلط در سنجيدهء خود روا نمىدارد . و اگر دشوار شود بر وى امرى آن را پنهان مىسازد از آن راه كه علم به نادانى خود دارد و اظهار نادانى نمىنمايد مبادا كه بگويند نادان است . و بعد از آن جرأت نموده حكم مىكند ، پس آن مرد هميشه گشايندهء درهاى تيره و تاريك است و سوار است بر امرهاى مشتبه و سَيْر كننده به غلط در راه‌هاى نادانى ، نه عذر مىخواهد در چيزى كه نمىداند تا سالم بماند و نه دندان تيزى در علم فرو برده تا غنيمتى به دست آورد . بر باد مىدهد روايتها را هم‌چنان كه باد با « 4 » علف خشكِ خورد شده مىكند . ميراثها از راه فتواهاى باطل او گريان و خونها از حكمهاى ناحقّ آن نالان مىباشند و به حكمى كه مىكند « 5 » فرجِ حرام را حلال و فرجِ حلال را حرام مىسازد . نه باطنش پُر است به بيرونْ شد « 6 » از هرچه بر وى « 7 » وارد مىشود و « 8 » نه اهليّت آن چيزى دارد كه از او سر مىزند از دعواى علم حقّ كردن « 9 » . و نيز آن حضرت سلام اللَّه عليه فرمودند : به خدا شكوه مىكنم از گروهى كه زندگانى [ m . b 17 ] مىكنند در حالت نادانى و مىميرند در حالت « 10 » گمراهى ، در ميان ايشان متاعى كسادتر از قرآن نيست هرگاه تلاوتِ آن چنانچه بايد كرده شود . و هيچ متاعى رواتر و پرقيمت‌تر « 11 » از قرآن نيست هرگاه از جاى خود گردانيده بر خلاف معناى اصلى حمل شود . و در پيش ايشان چيزى مجهول‌تر از معروف و معروف‌تر از منكر نمىباشد « 12 » .

--> ( 1 ) . a - كه . ( 2 ) . سنجيد و / a سنجيده . ( 3 ) . m + و ! ( 4 ) . با / a به . ( 5 ) . مىكند / a s مىكنند . ( 6 ) . شد / a شدن . ( 7 ) . وى / a او . ( 8 ) . a - و . ( 9 ) . الكافي 1 : 54 . نهج البلاغة 1 : 51 كلام 17 . الاحتجاج 1 : 390 . ( 10 ) . s - نادانى و مىميرند در حالت . ( 11 ) . m - تر . ( 12 ) . ادامهء روايتِ پيشين است .