الفيض الكاشاني

60

ترجمة الحقائق ( فارسى )

مراد آن حضرت از دانشمندِ حقيقى كسى است كه عالم باشد به مراد خداى عزّ وجلّ از نويد بر ثواب طاعات و تهديد بر عقاب گناهان و عارف باشد به مجملى از امرها و نهىها . و چون بسيارى از كسان كه مردمان ايشان را دانشمند مىشمرند موصوف مىباشند به اضدادِ آن علاماتى كه آن حضرت فرمودند لِهذا تعريف دانشمند واقعى را به خالى بودن از معايب مذكوره نمودند . و گويا آنچه فرمودند كنايه‌اى است به دانشمندان بدكردار و پيشوايان بداعتقاد . و به هر علامتى يك مذهب يا بيشتر از مذاهب باطله را در اصول و فروع باطل ساخته‌اند ، پس علامت اوّل ردّى است بر معتزله كه قايلند به اينكه « 1 » بر خدا واجب است وفا نمودن به هر تهديدى كه بر گناهان نموده و اينكه هركس گناه كبيره كرده بر خداى عزّ وجلّ واجب است كه « 2 » او را هميشه به آتش جهنّم بسوزاند . و ردّى است بر خوارج كه در تكليفات شرعيّه كار بر مردم تنگ و دشوار كرده‌اند . و علامت دوم ردّى است بر طايفهء مُرجئه و هركه در حكم ايشان است از كسانى كه فريفته شده‌اند به شفاعت و صحّت اعتقاد و گمان كرده‌اند كه پيغمبران شفاعت هر گنه‌كارى خواهند كرد ومدار در نجات بر اعتقادِ صحيح است و بس . و علامت سيُم ردّى است بر جماعت حنبلى مذهب و بر گروه اشاعره و هركه به ايشان مانَد مثل بسيارى از متصوّفه « 3 » . و علامت چهارم ردّى است بر جمعى كه طريقهء حكما را بر خود بسته‌اند و از حكمت بهره ندارند و از قرآن و اهل قرآن اعراض كرده‌اند و ارادهء كسب « 4 » دانش و معرفت از كتابهاى حكماى « 5 » متقدّمين نموده‌اند . و ردّى است بر جمع « 6 » حنفى مذهب

--> ( 1 ) . s - به اينكه . ( 2 ) . s a - كه . ( 3 ) . a - و علامت سيُم . . . متصوّفه . ( 4 ) . s a m + و ! ( 5 ) . حكماى / a حكماء و . ( 6 ) . جمع / a s جميع .