الفيض الكاشاني

555

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و در اين مقام سه معناست مترتّب بر يكديگر : يكى : علم به قُبح معصيت . و دوم : پشيمانى بر آن . و سيُم : قصد بر ترك آن في الحال و در زمان استقبال و بر « 1 » تلافى گذشته‌ها . و اسم توبه بر مجموع اين « 2 » سه اطلاق مىشود . و گاه مىباشد كه بر پشيمانى تنها اطلاق مىكنند « 3 » و [ m . a 130 ] علم را نازل منزلهء مقدّمه مىگيرند و ترك را جارى مجراى ثمره‌اى كه در آخر به هم رسد مىشمرند ، چنانچه اشاره به آن شد . پس هركه اوّلًا به نور بصيرت نظر كند به توبه كه كدام است و نظر كند به واجب بودن كه چه معنا دارد شكّى نمىكند در اينكه توبه كردن واجب است . و اين به آن مىشود كه بداند كه « 4 » معناى واجب آن است كه واجب باشد كه برساند آدمى را به سعادت ابدى و نجات دهد از هلاك سرمدى . و بداند كه در بهشت سعادتى « 5 » نيست مگر در لقاى خدا . و آنكه هركه از خدا محجوب شود البتّه شقى خواهد بود و ممنوع خواهد شد از « 6 » هرچه خواهد و به آتش فراق و آتش جهنّم خواهد سوخت . و بداند كه « 7 » هيچ چيز بنده را از ملاقات خدا دور نمىگرداند مگر متابعت شهوتها و انس گرفتن به اين عالم فانى و متوجّه شدن به محبّت چيزى كه البتّه از آن مفارقت خواهد نمود . و بداند كه هيچ چيز بنده را به خدا « 8 » نزديك نمىگرداند مگر قطع علاقهء قلب از زينت اين دنياى فانى و بِالكلّيّة اقبال نمودن بر خدا از براى طلب انس به دوام ذكر آن و طلب محبّت به آن از راه معرفت به جلال و جمال آن به قدر طاقت .

--> ( 1 ) . a s - بر . ( 2 ) . a - اين . ( 3 ) . مىكنند / s a مىكند . ( 4 ) . a s - كه . ( 5 ) . سعادتى / a سعادت . ( 6 ) . a - از . ( 7 ) . a - كه . ( 8 ) . a - به خدا .